معنى مقصود است .
دوّم - اسلامى كه بالاتر از ايمان است يعنى با اعتراف زبانى اعتقاد به قلب و دل و وفاى به عمل و طاعت و فرمانبردارى براى خداى تعالى در آنچه كه حكم و تقدير نموده است ، همراه باشد « 1 » چنان كه در بارهء حضرت ابراهيم ( ع ) يادآورى شده است كه :
هامش
( 1 ) نوع دوّم اسلام كه راغب آن را بالاتر از ايمان مىداند اشاره به ايمانى است كه در نظر فرقهها و مكتبهاى مختلف با معانى گونهگون تفسير و توجيه شده است و آن توجيهات نتيجهء شرايطى بوده كه در اثر دورى و نزديكى به خلفا و شاهان داشتهاند ، و اين تقسيم بندى را از تفسير كبير فخر رازى كه خود وابسته به دربار غوريان و خوارزمشاهيان مىخواره بوده و بالاخره آن شاهان در اثر بى سياستى و عيّاشى و دائم الخمر بودن تمام فرهنگ و تمدّن اسلامى و ايرانى را كه نمونهاش دانشگاههاى نيشابور ، و اصفهان بوده در دام مغولان گرفتار و ملّت را در لبهء تيغ خونخوارانه آنها قرار دادند ، يادآورى مىشود فخر رازى مىنويسد :
( اختلف اهل القبلة فى مسمى الايمان فى عرف الشّرع و يجمعهم فرق اربع ) يعنى اهل قبله در مصداق مؤمن و ايمان در عرف شرع اختلاف كردهاند كه آنها را چهار دسته جمع نمودهاند :
اوّل - الّذين قالوا الايمان لا فعال القلوب و الجوارح و الاقرار باللّسان و هم المعتزلة ، الخوارج و الزّيديّة و اهل الحديث ، يعنى : اوّل كسانى كه گفتهاند ايمان اقرار به دل ، عمل به اركان و اقرار به زبانست و آنها معتزله و خوارج و زيديّه و اهل حديث هستند ( بديهى آقاى فخر رازى نخوانده بود كه در نهج البلاغه نوشته شده - و سئل عن الايمان فقال : الايمان معرفة بالقلب ، و اقرار باللّسان و عمل بالاركان ، ص 58 حكم 227 نهج البلاغه دكتر صبحى صالح و ابن ابى الحديد در ذيل آن مىگويد : عمل به اركان داخل در ايمان است - اعنى فعل الواجبات ( ج 5 / 22 - شرح نهج البلاغه ) .
دوّم - كسانى كه ايمان را قلبى و زبانى با هم مىدانند - قالوا انّ الايمان اقرار باللّسان و معرفة بالقلب - و هو قول ابى حنيفه و عامة الفقها و ابى الحسن الاشعرى .
سوّم - كسانى كه ايمان را فقط قلبى و اعتقادى بدون عمل و بيان مىدانند ، و هو قول جهم من صفوان .
چهارم - كسانى كه مىگويند ايمان فقط اقرار به زبان است ، و هو قول غيلان دمشقى و رقاشى و زعموا انّ المنافق مؤمن الظّاهر كافر السّيره فهذا مجموع اقوال النّاس فى مسمّى الايمان ، اين بود سخنان مردم در مصداق بيان .
سپس فخر رازى مىنويسد : و الّذى نذهب اليه انّ الايمان عبارة عن التّصديق بالقلب ( التّفسير الكبير فخر رازى - جلد دوّم ص 25 به بعد ) .
لذا راغب با توجّه به تمام اين سخنان مىنويسد اسلام برتر از اينهاست و همان ايمان كامل با سه شرط است . و هو ان يكون مع الاعتراف ، اعتقاد بالقلب و دفاع بالفعل و استسلام للّه فى جميع ما قضى و قدّر - و اين همان مفهومى است كه از زبان تمام پيامبران از آدم تا ابراهيم و نوح و موسى و عيسى ، و محمّد ( ص ) عليهم السّلام در قرآن بيان شده كه مىگويند : (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ )و خطاب به كسانى كه ايمان را از سه ركن اصليش جدا مىدانند مىگويد : (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا- آل عمران ) و لذا آنها كه در صدد تبرئه ستمكاران و مجرمين بودهاند ، با وابسته شدن به آنها اين چنين در ايمان كه چهار صد بار در قرآن با عمل صالح و نيكوكارى همراه است ترديد حاصل كردند .