مىگويند : لَا شُفْعَةَ فِي رَهْوٍ : در آبگير هيچ خريد و فروشى نيست ( آبگيرها خريد و فروش شدنى نيستند ) .
مردى عرب به شتر فالجش نگاه كرد و گفت - رَهْوٌ بين سَنَامَيْنِ - ( همچون گودى ميان دو كوهان است ) .
ريب
: رَابَنِي كذا و أَرَابَنِي : ( مرا به ترديد و دو دلى انداخت و مرا ناخوش آمد ) پس - ريب - اين است كه تو در بارهء كارى يا موضعى چيزى را بپندارى سپس حقيقت آن روشن شود .
خداى تعالى گويد : (
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ
مِنَ الْبَعْثِ - 5 / حجّ ) و (
فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا
- 23 / بقره ) تنبيهى و هشدارى است بر اينكه ترديدى در بارهء آن نيست .
و آيه : (
رَيْبَ الْمَنُونِ
- 30 / طور ) يعنى مرگ و مردن نه از اين جهت كه در بودنش و وجودش ترديد هست ، ريب - ناميده است ، بلكه از اين جهت كه زمان مرگ و رسيدن مرگ مورد توهّم و شكّ است و آن را - رَيْب ناميده پس انسان پيوسته در بارهء زمان رسيدن مرگ در دو دلى و شك است نه از جهت وجود مرگ ، بر اين اساس شاعر گويد :
النَّاس قد عَلِمُوا أَنْ لا بَقَاءَ لهم * لو أَنَّهم عَمِلُوا مقدارَ ما عَلِمُوا
( مردم مىدانند كه هميشه زيستن و بقائى در دنيا برايشان نيست اى كاش به اندازهاى كه دانستهاند عمل مىكردند ) مثل معنى اين شعر
أَ مِنَ المَنُونِ و رَيْبِهَا تَتَوَجَّعُ ؟
يعنى : ( آيا از مرگ و ترديد در زمان وقوعش دردمند مىشوى ) خداى تعالى گويد : (
لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ
- 110 / هود ) و (
مُعْتَدٍ مُرِيبٍ
- 25 / ق ) ( يعنى ستمگر و ناباور ) . ارْتِيَاب - مثل - إرَابة - است يعنى شكّ و پندار ناپايدار داشتن ، در آيات :
(
أَمِ ارْتابُوا
أَمْ يَخافُونَ - 50 / نور ) و (
تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ
- 14 / حديد ) كه ارتياب و بد گمانى