روح
: الرَّوْح و الرُّوح - در اصل يكى است ولى - رَوْح - اسمى براى دم و نفس است .
شاعر در وصف آتش مىگويد :
فقلت له ارفعها اليك و احيها * بروحك و اجعلها لها فيئة قدرا « 1 »
زيرا دميدن و نفس هم قسمتى از روح است مانند ناميدن - نوع - به اسم جنس مثل ناميدن انسان به حيوان لذا - روح - اسمى است براى نفس يا جزئى كه بوسيلهء آن حيات و جنبش و تحرّك حاصل مىشود و نيز به همان چيزى است كه سودها و منفعتها را جلب و زيان و ضررها را دفع مىكند اطلاق شده است و همين است كه در آيات :
(
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ
قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي - 15 / اسراء ) و (
وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي
- 29 / حجر ) بيان شده است ، اضافه شدن روح - به خداوند اضافه ملكى است و تخصيصى است كه باعث شكوهمندى ، و شرافت روح است ، مثل آيات :
(
طَهِّرا بَيْتِيَ
- 26 / حج ) و (
يا عِبادِيَ
- 56 / عنكبوت ) ( كه بيت - و - عباد - به ضمير ( ى ) كه ضمير اللّه - است اضافه شده يعنى خانه من را پاك گردان - و اى بندگان من ) .
فرشتگان و الا و ارزشمند - ارواح - ناميده شدهاند مثل آيات : (
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا
- 38 / نباء ) و (
تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ
4 / معارج ) و (
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ
- 193 / شعراء ) كه - جبرئيل - روح الامين - روح القدس ناميده شده در آيات :
(
قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ
الْقُدُسِ - 102 / نحل ) و (
وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ
87 / بقره ) ( پس روح القدس
هامش
( 1 ) شعر از ذى الرمه - است ، مىگويد : به او گفتم آتش را با نفست مشتعل و زنده كن و فروزش آن را با دميدنت از سوى خويش براى آن بخششى و الا قرار ده . ازهرى با استشهاد به شعر فوق مىگويد : روح با ضمّهء حرف ( ر ) در زبان عرب يعنى نفخ و دميدن براى اينكه دميدن از - روح است و موجود زنده نفس دارد . احيها بروحك : يعنى با نفخ و دميدنت ، همين نظر را ابن منظور نيز آورده است . ( تهذيب اللّغه 2 / 225 لسان 2 / 426 - اساس البلاغه 183 ) .