اى بندهء خدا به من هم چيزى بده دستم را از غذا پر كردم كه به او بدهم گفت - ههنا فى رَهْبِي - يعنى اينجا در آستينم بريز .
معنى اوّل - رهب - در آيه : (
جَناحَكَ مِنَ الرَّهْبِ
- 32 / قصص ) صحيحتر است .
آيات : (
رَغَباً وَ رَهَباً
- 90 / انبياء ) و (
تُرْهِبُونَ
بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ - 60 / انفال ) و (
وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ
- 116 / اعراف ) يعنى به ترس و بيم وادارشان كرده .
و آيهء : (
وَ إِيَّايَ فَارْهَبُونِ
- 40 / بقره ) يعنى ترسيدند .
التَّرَهُّب : در معنى به عبادت پرداختن ، همان به كار بردن - رَهْبة است .
رَهْبَانِيَّة : زياده روى در تحمّل عبادات از فرط بيم و خوف .
و آيه : (
وَ رَهْبانِيَّةً
ابْتَدَعُوها - 27 / حديد ) رُهْبَان - هم به صورت جمع و مفرد به كار مىرود .
آنكه رُهْبَان را مفرد بداند به - رَهَابِين - جمع مىبندد ولى واژه رَهَابِنَة در معنى جمع باشد شايستهتر است .
إِرْهَاب : ترسيدن شتران كه از - أَرْهَبْتُ - است .
الرَّهْب من الابل - از همين معنى - إرهاب - است .
عرب مىگويد : رَهَبُوتٌ خَيْرٌ مِنْ رَحَمُوت : ( بيم داشتن و در صدد چاره بودن بهتر از مورد رحم قرار گرفتن و خوار شدن است ) .
رهط
: الرَّهْط : گروه و جمعيّتى كه از ده نفر كمتر باشد و گفتهاند تا چهل نفر را - رهط - گويند .
آيات : (
تِسْعَةُ رَهْطٍ
يُفْسِدُونَ - 48 / نمل ) و (
وَ لَوْ لا رَهْطُكَ
لَرَجَمْناكَ - 91 / هود ) و (
يا قَوْمِ أَ رَهْطِي
« 1 » - 92 / هود ) .
هامش
( 1 ) آيات 91 و 92 / سورهء هود است كه قوم نافرمان شعيب به او مىگويند اگر به خاطر خويشاوندانت .