آيهء : ( فَرُهُن مقبوضة - 283 / بقره ) كه -
فَرِهانٌ
نيز خوانده شده .
گفتهاند در آيه : (
كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ
- 38 / مدّثر ) واژه - رَهِين - فعيل به معنى فاعل است پس
رَهِينَةٌ
- در اين آيه يعنى پايدار و ثابت و بر پاى دارنده كارهاى خويش ، و نيز در معنى مفعول هم گفته شده يعنى هر كسى در گرو پاداش همان كارى كه كرده است قرار مىگيرد و چون از واژه - رهن - و گروى معنى ضبط و نگهداشتن تصوّر مىشود و لذا رهينة به طور استعاره براى حبس و نگهدارى هر چيزى به كار مىرود ، پس (
بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ
- 38 / مدثر ) يعنى هر كسى در حبسى و ضبط چيزى است كه كسب كرده .
رَهَنْتُ فلانا : او را پا برجا كردم .
رَهَنْتُ عنده : نزدش گرو گذاردم .
ارْتَهَنْتُ : گروى گرفتم .
أَرْهَنْتُ فى السِّلْعة : قيمت متاع را گرو گرفتم و حقيقت آن اين است ، متاعى را كه قيمتش معيّن شده در گرو نگهدارى ، تا تمام قيمت آن را دريافت كنى .
رهو
: « 1 » آيه : (
وَ اتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْواً
- 24 / دخان ) يعنى دريا را ساكن واگذار كه (
إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ
- از پى تو آنها سپاهيانى غرق شدگانند ) .
گفتهاند -
رَهْواً
- در اين آيه يعنى فراخى و گشادى راه دريا و اين درست است - رَهَاء - دشت و بيابان مرتفع و صاف كه از همين واژه است .
رَهْو : آبگير عميقى كه آب در آن جمع باشد .
هامش
( 1 ) واژه - رهو - از اضداد است يعنى زمين مرتفع و گود يا آرامش و اضطراب و با تنگى و وسعت كه اين معانى در اشعار شعراء به كار رفته است .
رهوه : كوه بسيار بلند ، عيش راه : زندگى آرام .