رَمَدَتِ النّارُ : آتش خاكستر شد . واژه - رمد - به هلاكت و نابودى تعبير شده است همانطور كه به همود - يعنى مرگ نيز تعبير شده .
رَمِدَ الماءُ : آب شور و بد مزه شد . ( گوئى از بدمزگى خاكستر در آن هست ) . أَرْمَدُ :
خاكسترى رنگ و هر چه كه به رنگ خاكستر باشد .
رُمْد : مگس . الرَّمَادَة : سال هلاكت ستوران و مردم ( به اين تشبيه كه همهء جانداران چون خاكستر بى حرارت و بى جان مىشوند ) .
رمز
: الرَّمْز : اشاره با لب و دهان و صداى آرام و اشاره با ابرو و لذا هر سخنى كه مثل اشاره باشد به - رمز - تعبير شده است چنان كه شكايت به - غمز - تعبير شده .
خداى تعالى گويد : (
قالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزاً
- 41 / آل عمران ) .
مَا ارْمَازَّ : به رمز هم سخن نه گفته است .
كَتِيبَة رَمَّازَة : سپاهيانى كه از زياديشان رمز و اشارهاى شنيده مىشود .
رمض
: شهر رَمَضَان : - كه از - رمض - يعنى شدّت گرماى خورشيد گرفته شده .
أَرْمَضَتْه فَرَمِضَ : ريگهاى داغ او را سوزانده و همان شدّت گرمى خورشيد است .
ارض رَمِضَة : زمينى تفتيده و داغ .
رَمِضَتِ الغَنَمُ : گوسفندان در گرما چريدند و كبدهاشان مجروح شد .
فلان يَتَرَمَّضُ الظِّباءَ : آهو را در گرما و ريگستان داغ دنبال مىكند .
رمى
: الرَّمْي : در اجسام مثل تير و سنگ به كار مىرود .
مانند آيه : (
ما رَمَيْتَ
إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى - 17 / انفال )