نكنيد و آنها را دوستان و ياران خود مگيريد . ) ناقة مُرَكَّنَة الضّرع : شترى كه پستانش چند مجرا دارد و بزرگش مىكند .
مِرْكَن : پياله و حوضچهء پاى درختان .
أَرْكَان العبادات : آنچه كه در عبادات پايه و اساس هستند و اگر ترك شوند عبادات باطل مىشود .
رم
: الرَّمّ : اصلاح چيزى كه كهنه و فرسوده شده .
الرِّمَّة : نامى است ويژه استخوان پوسيده .
خداى تعالى فرمايد : (
مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ
- 78 / يس ) و (
ما تَذَرُ مِنْ شَيْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كَالرَّمِيمِ
- 42 / ذاريات ) ( آيهء در بارهء باد هلاكت كننده قوم عاد است كه بر چيزى نمىگذشت مگر اينكه آن را چون خاشاك و استخوان پوسيده خرد مىكرد ) .
الرُّمَّة : نامى است ويژه ريسمان پوسيده .
الرِّمّ : ريزههاى كاه و چوب ( خاك ارّه ) .
رَمَّمْتُ المنزل : خانه را از ريزش و خراب شدن مرمّت و حفظ كردم مثل - تفقّدت :
سرپرستى كردم .
ادفعه اليه بِرُمَّتِهِ « 1 » : مثل معروفى است .
إرْمَام : سكوت و آرامش .
أَرَمَّتْ عِظَامُه : استخوانهايش پوسيده و پوك شد به طورى كه اگر در آن دميده شود صدايى شنيده نمىشود .
هامش
( 1 ) ضرب المثل فوق در بارهء كسى است كه چيزى مىفروشد و از آن متاع هيچ چيز كم نمىگذارد و از خريدار وجه اضافى نمىگيرد ، مردى شترى فروخت و در گردنش طنابى بود به او گفتند شتر را با طنابش به او بده يعنى همه لوازم او را در مثل فارسى هم مىگوئيم خر با پالانش و در دنيائى امروز كه به جاى اسب و استر و شتر ، ماشين و موتور است بايستى گفت ماشين را با تمام لوازمش بده .