الرُّكَام : آنچه كه بر روى هم انباشته باشد .
خداى تعالى گويد : (
ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكاماً
- 43 / نور ) .
ريگها و سربازان هم كه در يك جا انبوه و جمعند با واژه - ركام توصيف مىشوند .
مُرْتَكَم الطّريق : راه و جاده اصلى كه خاك و گلش در اثر عبور و مرور كوبيده شده ( جاده شوسه يا شسته ) .
ركن
: رُكْن الشّيء : پهلو و جانب هر چيز كه بر آن تكيه مىشود و به طور استعاره براى قدرت و نيرو به كار مىرود .
خداى تعالى گويد : (
لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ
شَدِيدٍ - 80 / هود ) .
( اگر نيروئى عليه شما مىداشتم و يا به قدرتى سخت متكى بودم از او يارى مىجستم ) .
ركنت الى فلان اركن : با فتحه حرف ( ك ) ( يعنى - ركن ، يركن - به او اعتماد و تكيه كردم بر وزن - فعلت و افعل ، چون - ركن ، از غير حروف حلقى است در ماضى و مضارع فتحهء عين الفعل شاذ و اندك است . مقائيس اللّغه و مصباح و صحيح آن ركن - يركن - ركن يركن است .
خداى تعالى گويد : (
وَ لا تَرْكَنُوا
إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا - 113 / هود ) ( بر ستمكاران اعتماد
هامش
3 - نيكىها جز آنچه از روى پرهيزكارى باشد نيست ، و مال و ثروت هم جز امانتى گذرا نيست مگر آنچه در زندگى صرف شود .
4 - آيا جز اينست كه اگر مرگم تأخير شود الزاما با دستهايم بر عصا تكيه مىدهم و به آنها مشتاق مىشود .
5 - در آن صورت از اخبار قرون گذشته خبر مىدهم ، خميده حركت مىكنم هر گاه برخيزم دو تا و خميده هستم .