تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
چيت هندى كه پارچهء ظريف پنبه‌اى و داراى نقش‌ونگار زيادى است روكش كرده‌اند ، تعجب نكنيد كه در اينجا ملافه به‌كار نمىرود ، زيرا در مشرق‌زمين ، همه با پيراهن و زيرشلوار بلندى مىخوابند كه تا نوك پا را مىپوشاند و در نتيجه ملافه مورد احتياج نيست ، باوجود اين خيليها در خانه ملافه نخى رنگى به‌كار مىبرند . . . » « 1 »

لباس ايرانيان در اواخر عهد صفويه

كاررى ، در سفرنامه خود مىنويسد : لباس متداول ايرانى « جبه » اى است كه تا قسمتى پايينتر از زانو را مىپوشاند ، آستينهاى تنگ و دراز دارد و تا روى دست مىافتد . آستينها ، دگمه ندارد و با نوارى كه روى آنها دوخته شده ، بسته مىشوند . جبهء ثروتمندان از پارچه ابريشمى تهيه مىشود و كمربندى از همان جنس ، روى آن مىبندند ، معمولا از دو نوك كمربند چند گل زرين آويخته مىشود ، روى جبه ، لباس گشادتر ديگرى مىپوشند ، اين لباس نيز از ابريشم يا پارچه پشمى نازك و لطيف تهيه مىگردد ، قيمت اين پارچه ، تقريبا معادل بهاى پارچه‌هاى زربفت است ؛ پيراهن ايرانيان ، از حرير رنگارنگ يا پارچه كتانى و نخى دوخته مىشود ، بلندى چكمه‌هاى ايرانى تا كمى بالاتر از مچ پا مىرسد و غالبا اين چكمه‌ها ، ظريف ، چسبان و خوش‌تركيب دوخته مىشود ، كلاه ايرانى عمامه‌يى است از حرير زربفت يا گلدوزى شده ، معمولا جهت زيبايى به جلوى آن پر يا چيزى شبيه به آن نصب مىكنند ، ثروتمندان عمامهء خود را با سكه‌هاى زرين و سنگهاى قيمتى تزيين مىكنند ، خانم‌هاى ايرانى عهد صفويه
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 215 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 99 | مرتضى راوندى