تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
يك خانم ايرانى ( عهد صفويه ) ياقوت و برليان و مرواريد مىآويزند ، خانمها كلا پارچه ظريفى كه با طلا آن را حاشيه‌دوزى كرده‌اند ، بر سر مىگذارند و شال ظريفى را كه حاشيه آن در كمال زيبايى گلدوزى شده است ، دور كلاه مىپيچند ؛ قسمتى از اين شال به پشت سر تا كمرشان آويزان مىشود و در وقت راه رفتن بالا و پايين مىرود . . . به گردنشان گردن‌بندهاى مرواريد مىآويزند و كمربندى را كه چهار انگشت عرض آنست و از ورقه‌هاى طلا پوشيده شده است به كمر مىبندند ، روى ورقه‌هاى طلا ، قلمزنى شده است و اغلب اوقات بر روى آن جواهرات نصب مىكنند ، پيراهنى كه در زير مىپوشند ، زربفت است و زمينهء آن طلا يا نقره است روى اين پيراهن يك نيم‌تنه زردوزى شده كه بسيار زيباست مىپوشند . آستر نيم‌تنه از پوست سمور است ، در زمستان نيم‌تنه آستين دارد و در تابستان بدون آستين است ، خانمها جوراب نمىپوشند ، شلوارى كه به پا مىكنند ، تا زير قوزك پايشان را مىپوشاند . . . » سپس از حنا و سرمه‌يى كه زنان براى زيبا كردن دستها و چشمهايشان به كار مىبرند ، سخن مىگويد و مىنويسد كه در ايران چشمان آبى و خاكسترى مورد پسند نيست فقط چشمان سياه مىپسندند . » « 1 » مجلسى ، در پيرامون پوشيدن جامه با استناد به احاديث و اخبار مىنويسد : « . . . بدانكه بهترين جامه‌ها جامه‌ايست كه از پنبه بافته باشند و آن پوشش رسول خدا و اهل بيت است و بعد از آن كتان است كه پوشش پيغمبران است ، اما لباس پشمينه ، كراهت دارد . . . پوشيدن حرير و پارچه‌هاى زربفت ، بر مردان حرام است و نيز حرام است بر مردان كه
هامش
( 1 ) - سفرنامهء سانسون ، ترجمهء دكتر تفضلى ، ص 122 به بعد .