تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
آورده بودند از كف دادند . در سفرنامه پرپاسيفيك ، مىخوانيم : « لباس زنان ايران آنچه در ظاهر پيداست ، براى همه يكسان است ، زيرا همهء آنان فقط لباس گشاد سفيد دربر دارند كه از نوك سر تا پاشنه‌هاى پا همه‌جايشان را مىپوشاند . » در سفرنامهء اولئاريوس ( مسافرت به مسكو ، تاتارستان و ايران ، صفحه 819 ) چنين آمده است : « زنان در ايران هنگام گذشتن از كوچه‌ها ، هرگز صورت خود را نشان نمىدهند ، بلكه در زير يك چادر سفيد كه تا ساق پايشان مىرسد پنهان شده‌اند ازين چادر فقط يك شكاف كوچك در محل چشمها باز است كه مىتوانند راه خود را ببينند . » در سفرنامهء تونو مىخوانيم : « وقتى كه آنها ( زنان ايرانى ) در شهر راه مىروند ، چه فقير و چه غنى خود را در يك چادر بزرگ يا كفنى از پارچه سفيد خيلى نازك پوشيده‌اند . . . بدين‌ترتيب همه‌جاى آنها به جز چشمها كاملا در پارچه پوشيده است . در سفرنامهء اوليويه ( مسافرت در امپراتورى عثمانى ، مصر و ايران ، جلد پنجم ، صفحه 262 ) چنين آمده است : « وقتى يك زن ايرانى از خانه بيرون مىرود ، خود را در چادر بزرگ موسلين يا پارچه نخى كم‌ارزش‌ترى مىپوشد . . . » كريورتر ( مسافرت در گرجستان ، ايران ، ارمنستان ، بابل قديم و غيره ، جلد اول ، صفحه 127 ) گويد : « وقتى زنان ايران از خانه خارج مىشوند ، از سر تا پا در يك چادر گشاد آسيائى موسوم به « چادر » پوشيده مىشوند . . . » نيز در همان كتاب مىخوانيم : « وقتى به بازار و به طرف قلعهء شهر مىرفتم ، زنان بسيارى را از طبقات مختلف ديدم كه در پناه چادر نفوذناپذير خود به تفرج مىرفتند ؛ كشف اين نكته به آسانى ميسر نبود كه در زير اين چادر نفوذناپذير چهرهء فقر نهفته است يا ثروت . » « 1 » ظاهرا زنان كشاورز يعنى زنانى كه در روستاها دوشادوش مردان به فعاليتهاى مختلف مشغول بودند ، روى خود را نمىپوشانيدند . بولينگهام ( جلد دوم صفحه 195 ) ضمن گفتگو از زنان بغداد مىنويسد : « زنان روستاهاى اطراف هرگز چنين پرده‌هايى بر چهره ندارند . » « 2 » بطوركلى در شهرك‌ها و دهات زنان طبقات متوسط و پائين اجتماع از قديمترين ايام با چهرهء باز در كوى و برزن و در مزارع و چراگاهها به فعاليتهاى گوناگون اقتصادى مشغول بودند و خانه‌نشينى با زندگى پرتلاش آنان سازگار نبود . پيترو ، در مكتوب چهارم خود از لباس ايرانيان سخن مىگويد و مشخصات آن را چنين توصيف مىكند : « لباس ايرانيها با تركها اختلاف دارد ، يعنى ساده‌تر و يقهء آن گشوده‌تر است ، جليقه كه فقط زمستان آن را بر روى پيراهن مىپوشند و چون كوتاه است معمولا ديده نمىشود . از نخ پنبه‌يى بافته شده و غالبا رنگين و داراى نقش‌ونگار مختلف است و از داخل هم مختصرى آن را پنبه‌دوزى كرده‌اند .
هامش
( 1 ) - فرهنگ البسه مسلمانان ، پيشين ، ص 207 . ( 2 ) - همان كتاب . ذيل صفحه 217 .