تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
گاهى بهاى اين عمامه‌هاى سنگين‌وزن گرانقيمت ، به هفت يا هشت‌صد اكو ( سكه طلا ) مىرسد . بعضى اشخاص روى جبه ، بالاپوشى به تن مىكنند كه آستين ندارد كمى از جبه كوتاهتر است و كردى ناميده مىشود ، در فصل زمستان بر كردى ، از پوست خز يا پوست برهء خراسانى ، آستر مىگيرند ؛ گاهى اين آستر از پارچه پشمى گرفته مىشود ، پوست بره‌هاى خراسان بسيار زيبا ، لطيف ، پرشكنج و قيمتى است ، ايرانيان در موقع شدت سرما لباس گشادى نيز مىپوشند ، اين لباس از پشم و گاهى از يك نوع ماهوت انگليسى دوخته مىشود ، ثروتمندان به اين لباس نيز آسترى از پوست خز مىگيرند ، ايرانيان غالبا خوش‌لباسند و هر سال مبلغ زيادى صرف لباس و پوشاك خود مىكنند ، سلاح كمرى ايرانيان خنجر است ؛ قبضه و غلاف خنجر ثروتمندان معمولا ، طلاكارى شده و مرصع است . جورابهاى ايرانى خيلى گشاد است و از پارچه پشمى يا زربفت تهيه و با سنگهاى قيمتى تزئين مىشوند ، جورابهاى دست‌باف نيز متداول است . لباس روستائيان بسيار ساده است ، ساق پا را با مچ‌پيچ پشمى مىپوشانند و پارچه يا چرمى نيز در قوزك پا مىبندند كه جوراب و پايشان را حفظ مىكند . روحى انارجانى در فصل هشتم رسالهء خود به بسيارى از خصوصيات زيباپوشان قرن دهم اشاره مىكند و با لحنى انتقادى مىگويد : « بدانكه كج كردن تاج و كج نهادن دستار و شاشوله چين‌دار نهادن و علاقه‌منديل را دراز كردن . . . قباى تنگ پوشيدن و چسبان نام نهادن و سرآستين تنگ كرده ماليده گفتن و جزودان و خالدان گلابتون‌دوزى در بغل و جيب نهادن و بند هيكل نقره‌باف در گردن انداختن و دو كارد در پيش آويختن و دو انگشترى در يك انگشت كردن و
سرخ و زرد و حرير پوشيدن * چون زنان در لباس كوشيدن
. . . چين در چاقچور كردن و كفش تنگ و جسته و روكوچك جهت رعونت پوشيدن و از سقرلاط چاقشور . . . برچيدن و بازوبند مهردار بر آستين نيم‌تنه دوختن و زير جامه الجه حرير پوشيدن و نيم‌تنه كوتاه به جهت نمودن زير جامه و بند چاقشور در بر كردن و زهگير نقره درشت بر سر نهادن و به منديل كبود و سقرلاط دگمه‌دار دربر كردن و قيليق ( يعنى جامه ) و كلچه ( نيم‌تنه آستين‌دار ) منكوحه را پوشيدن و به مجلس رفتن و قصدا آستر قبا را گلگون نهادن و جهت نمايش ، دامن بر ميان زدن و سجاف موش‌دندان ( با كنگره ريز مثل دندان موش ) بر قباى متقالى دوختن و عمدا سرآستين گردانيدن و چين در آستين افكندن و دست بر كمر زدن و عمدا كج رفتن و خود را رعنا و مقبول دانستن و در عيد نوروز سرمه كشيدن و حنا نهادن به غايت خنك و بارد مىباشد . شعر :
آسوده آن كسى كه به قبحش نمىرسد
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 100 | مرتضى راوندى