تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
بوته‌دار ، يا زربفت بسيار لطيف كه بلندتر از شال دوم بود و چندبار دور كمر پيچيده مىشد ، ديگرى از پارچهء يكرنگ ساده ابريشمى يا پشمى كه كوتاهتر بود و روى شال نخستين مىبستند . . . برخى از بزرگان و سرداران تا سه شال هم نيز بر روى هم مىبسته‌اند و شالها معمولا زير شكم بسته مىشده است . شاه عباس در زمستان روى قبا ، نيم‌تنه تنگى از ماهوت ساده يا پارچه‌هاى زربفت به برمىكرد كه در زير گلو با گلوله‌اى ابريشمين به جاى تكمه ، بسته مىشد ، از دو طرف اين نيم‌تنه سه رديف رشته‌ها و گلوله‌هاى گلابتون به رنگهاى مختلف آويخته بود كه معمولا نمىبستند و همچنان آويخته رها مىكردند ، تا گل و بوته‌هاى قبا از زير آن پيدا باشد ، آستر اين نيم‌تنه هميشه از خز يا سنجاب با پوست بخارايى يا پوست بره خاكسترى خراسانى بود . شلوار شاه ، بيشتر ماهوت ساده يا راه‌راه ، به رنگهاى مختلف و مخصوصا بنفش بود ، كفشى هم از چرم يا تيماج مىپوشيد كه نوك تيز برگشته داشت ، جورابى ساده يا زربفت ، از پشم يا ابريشم به پا مىكرد ، كه ساقه‌اش به سبك زمان كوتاه و گشاد بود . عمامه‌اش در اعياد و روزهاى رسمى و هنگام پذيرائى از ميهمانان عاليقدر يا سفيران بيگانه ، همان تاج قزلباش بود . . . اما در مجالس انس و غيررسمى عمامه‌اى ساده بدون تاج و جيقه بر سر مىگذاشت ، يعنى فقط دستارى از پشم يا ابريشم كه آشفته و بىترتيب دور سر پيچيده بود . . . تاج قزلباش را هميشه با دستار سبز ابريشمين بر سر مىنهاد و عمامهء عادى او دستارى سفيد يا پارچه سرخى بود كه خطوط سپيد نقره‌اى داشت ، ولى درهرحال تاج يا عمامه خود را بر خلاف ديگران بر سر مىگذاشت ، يعنى آن قسمتى را كه بايد پشت سر قرار گيرد ، جلو سر قرار مىداد و هيچكس جرأت نداشت كه از او تقليد كند . . . شاه عباس در مجالس انس و ميگسارى ، عمامه از سر برمىگرفت و پهلوى دست مىگذاشت ؛ ولى ديگران هرگز از او تقليد نمىكردند ، زيرا سربرهنه بودن ، حتى در برابر دوستان يكدل و آشنايان هم‌شأن و بيگانگان هم بر خلاف تربيت و ادب شمرده مىشد . . . شاه عباس جز هنگام پذيرايى از پادشاهان و سفيران بيگانه ، هميشه لباسى ساده مىپوشيد و چندان درين كار افراط مىكرد كه بر خلاف پادشاهان ديگر ، ميان سرداران و درباريانش به سادگى و پيراستگى شناخته مىشد . . . روزى كه لباس سياه مىپوشيد ، متفكر و دل‌مشغول بود ، اگر لباسهاى سفيد و سبز و زرد به تن مىكرد ، معلوم مىشد خرسند و بانشاط است ، اما اگر لباس سرخ پوشيده بود ، همه رجال به خود مىلرزيدند . . . و بىگفتگو آن‌روز ، خون كسى را مىريخت . » « 1 »

لباس زنان

در دوران صفويه بار ديگر زنان زير فشار مقامات ذى نفوذ قرار گرفتند و حقوق و آزاديهاى نسبى كه از عهد مغول به بعد به دست
هامش
( 1 ) - زندگى شاه عباس اول ، پيشين ، ج 2 ، ص 16 - 13 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 95 | مرتضى راوندى