لباس مردان و زنان در عهد صفويه از كتاب شاردن
از دورهء صفويه به بعد ، در اثر آمدورفت اروپائيان به ايران و بسط مناسبات اقتصادى بين ايران و ملل غرب ، به تدريج تغييراتى در آداب و رسوم طبقات ممتاز ايرانى پديد آمد .
لباس شاه عباس
پيراهن شاه عباس ، مثل پيراهن بيشتر مردم ايران ، از پارچه سفيد نخى يا كتانى و گاه از پارچه شطرنجى خاصى ، مركب از نخ و ابريشم بود ، كه به سبك معمول زمان از پهلو بسته مىشد و دامنش تا بالاى زانو فرو مىآمد .
روى پيراهن در زمستان نيمتنه كوتاهى مىپوشند ، كه مثل جليقه در زير لباس پنهان بود ، اين نيمتنه را معمولا با پارچهء نخى بسيار لطيفى كه از هندوستان مىآوردند و گل و بوتهها يا تصاوير رنگين زيبا داشت مىدوختند ؛ و آن را براى اينكه گرمتر باشد ، پنبهدوزى مىكردند ، روى اين نيمتنه ، قبايى مىپوشيدند كه بالاتنهاش تا كمر تنگ و چسبيده به بدن و دامانش فراخ بود . . . آستينهاى قبا بسيار تنگ و بلند و بىتكمه بود ، بهطوريكه قسمتى از آستين روى دست ، چين مىخورد . يكطرف قبا را با بندى زير بغل چپ و طرف ديگر را روى آن زير بغل راست مىبستند . . . شاه عباس ، چون از طرف مادر ، مازندرانى بود مثل مردم آن سرزمين بيشتر به جاى قبا ، نيمتنه يا كليجه كوتاهى به برمىكرد ، كه با تكمههاى گلابتون ، گاه روى سينه و گاه از پهلو بسته مىشد ؛ روى قبا يا نيمتنه كمربندى چرمين با شالى به رنگهاى گوناگون زير شكم مىبست و خنجرى زير كمربند يا شال بر كمر مىزد . - در آن زمان مرسوم بود كه دو شال بر روى هم به كمر مىبستند . يكى از پارچه ابريشمين گل و