تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
به سى تا چهل مىرسيد و طول آن تا كفل و پهلو ادامه داشت ، در مواردى كه زنان از داشتن موى زياد بىنصيب بودند ، از گيس عاريتى استفاده مىكردند تا موى خود را انبوه و دراز جلوه دهند . چه ، تعداد طرهء گيسوان معرف طبقه و موقعيت اجتماعى زنان بود . گاه گيسوان را مرتب كرده روى سر قرار مىدادند و گاه به وسيلهء دام گيسو و سرآغج گلدار و زيبايى گيسوان را نگاه مىداشتند . « حرات » و كدبانوان كلان ، كلاهى طاقيه‌وار چون اكليل به سر مىگذاشتند كه جنس آن از اطلس و حاشيه‌اى طلايى داشت ، باوجود اين كلاه ، هرگز بىنقاب از خانه خارج نمىشدند . در قرن سيزدهم خاتونان مغول ، پرى بر تاج خود مىزدند و ديرى نگذشت كه زنان زيبا ، روسرى و كلاههاى خود را با موهاى زيبا زينت دادند . به وسيلهء آنها استفاده از جامه‌هايى كه طرح و شكل و دوخت چينى داشت نيز معمول گرديد . زنان هميشه خود را به انواع جواهرات ، گردنبندها ، انگشتريها ، گوشواره‌ها و دستبندها مىآراستند . دستبندها معمولا از طلا ، نقره ، احجار گرانبها ، عاج يا شيشه‌هاى رنگين بود كه با كوچكترين حركت و برخورد صداى دلنشينى از آنها به گوش مىرسيد . در قرنهاى دوازدهم و سيزدهم ، لباس زنان مانند مردان ، آستينهاى بلندى داشت كه نشان خواجه‌شمارى و شهرنشينى بود و به شرف و نجابت ارتباط نداشت . آنچه گفتيم مربوط به آرايش حرات و زنان اشراف و بورژوازى است ، زيرا زنان ميانه‌حال و فقير لباسى ارزان‌قيمت مىپوشيدند و لباس و چادر آنها مانند زنان دولتمند و اشراف از ابريشم نبود ، بلكه بيشتر از فوطهء كرباس استفاده مىكردند . » « 1 » به‌اين‌ترتيب ، اكثريت قاطع زنان وابسته به طبقات محروم اجتماع ، از خوراك و پوشاك و مسكن شايسته‌اى برخوردار نبودند . لباس آنها از نخهاى زبر و درشتى بود كه با دوكهاى خود مىرشتند ؛ و در كارگاههاى محلى مىبافتند . مسئلهء رعايت بهداشت و فرار از « ميكروب » و بيمارى و استفادهء منظم از حمام و صابون براى زنان و كشاورزان و پيشه‌وران خرده‌پا و دامداران ، امرى ناشناخته بود ؛ به‌همين‌علت ، هشتاد درصد فرزندان آنان در اثر اسهال ، آبله و ديگر امراض عفونى در نخستين ماهها و سالهاى زندگى ، دستخوش مرگ‌ومير مىشدند . طبيعى است در چنين شرايط دشوارى ، زنان وابسته به طبقات محروم كه از ابتدايىترين وسايل زندگى مقرون به رفاه و آسايش بىنصيب بودند ، نمىتوانستند در انديشهء لباس زيبا ، يا آرايش خود باشند و يا از ساعات فراغت ، براى كسب دانش يا فنون و هنرهاى مربوط به زندگى استفاده نمايند .
هامش
( 1 ) . زندگى مسلمانان در قرون وسطى ، پيشين ، ص 86 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 79 | مرتضى راوندى