جمله چينى است ، معمول و متداول گشت . فرق خياط چينى كه او را ( قين چىچى ) يا ( قيچىچى ) مىگفتند با خياط قديم كه او را « ابزينگر » مىگفتند در اين بود كه قيچىچيان لباس هركس را به قامت او مىبريدند و پس از آنكه لباس را ( اريفى ) و طبق الگو مىدوختند ، آهار زده و اتو مىكردند ( كلمهء چينى اتو « يوتهئو » است ) دامن لباس يعنى چينها را نيز اتو مىزدند .
برش لباس طبق اصول صحيح يا ( دوخت مغولانه ) مدتها مختص شاهزادگان مغول و نجبا و خوانين آنها بود ، پادشاهان تيمورى هرات ، ملوك صفويه ، هركدام يك ( قيچىخانه ) و در رأس آن چند ( قيچىچى ) داشتند كه جملگى زيردست ( قيچىچىباشى ) كار مىكردند .
در اين دوره قباها را از صوف يعنى پشم مىدوختند و از ابريشم آستر مىكردند ؛ و پيراهن را نيز از كتانهاى مختلف به طرز مغولانه مىدوختند . از چيزهاى تازه ( ياقه ) يا يقهء پيراهن و قبا بود . دگمههاى گوناگون را نيز تجار از چين وارد مىكردند و بهطور زينتى از هر طرف به يقه و گريبان مىدوختند و آن را ( آهنجامه ) مىگفتند . ( دوخت مغولانه ) كمكم از ايران به اروپا هم سرايت كرد . در آنجا هم خياطى قديم منسوخ و برش لباس به طرز چينى معمول شد . در خود ايران هم رفتهرفته مردم پولدار به طرز جديد گراييدند .
قبل از اشكانيان ، اصولا لباس دوخته معمول نبود و در دورهء كلدانى كه هخامنشيان آخرين آن بودند لباس مركب بود از دو فوطه يا لنگوته دراز از جنس كنف كه يكى را دور كمر مىبستند به شكل نوار و يكى را هم بر دوش مىپيچيدند . يونانيان و روميان و هندوان قديم نيز لباس نادوخته داشتند و هنوز براهمهء هند همان لباس يعنى دوفوطه دارند .
در اسلام ، در دو مورد ، يكى در طرز احرام بستن حاجيان ، و يكى در مورد حنوط و كفن و دفن ميت ، مطلقا از لباس دوخته استفاده نمىكنند . سه لنگوته را دور كمر يكى را عباوار دور شانه و سومين را دستاروار بر گرد سر مىپيچند . بالاخره مورد ديگر حنوط و كفن ميت است كه به همين طريق ( احرام ) معمول مانده است . در حالىكه امروز فرنگيان حتى ميت خود را در دوخت مغولانه تكفين كرده و با ريش تراشيده در صندوق آخرت مىگذارند و اين طرز را بعد از ( رنسانس ) به عادت مغول و چينى پذيرفته و معمول داشتهاند . گز خياطان اروپا تاكنون از جهت مقياس به عينه گز خياطان و مقياس عادى چينيان است ؛ و ابدا ربطى به ( يا رد ) لندنيان و امريكائيان و متر فرانسويان و ساير مقياسهاى معمولى فرنگيان قديم و جديد ندارد .
در دورهء قرون وسطا ، هنگام خروج از منزل براى آنكه لباس كاملى دربر كنند ، عبا يا ردايى نيز به دوش مىگرفتند ، اين عبا مانند شنل گشادى بود كه آستينهايى فراخ داشت جنس آن از موى بز بود و بافت آن برحسب اينكه براى زمستان يا براى تابستان است ، فرق مىكرد . رنگ آن قهوهاى ،
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 75
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٧٥