معدنشناسى
در دورهء قرون وسطا ، كانىشناسان براى تشخيص خواص شيميايى احجار ، خواص فيزيكى و شيميايى آنها را مورد مطالعه قرار مىدادند ؛ سنگينى يا سبكى كانيها و يا به اصطلاح امروز وزن مخصوص هر كانى ، وسيلهء خوبى براى تشخيص و شناسايى سنگها بود . . . ابو ريحان بيرونى وزن مخصوص هيجده جسم را به دست آورده بود كه با وزن مخصوص امروزى آنها تفاوت زيادى ندارد ؛ ولى قبل از او . . . رازى در اينباره مطالعات زيادى نموده است ؛ بعد از ابو ريحان و ابن سينا ، دانشمندان ديگرى نيز براى تعيين وزن مخصوص اجسام كوشش نمودهاند كه مهمترين آنها ، عمر خيام و ابو حاتم اسفزارى است ؛ ولى كسى كه دراينباره اهتمام بيشترى نموده ، ابو الفتح عبد الرحمن خازنى است كه كتابى به نام ميزان الحكمه در اواخر قرن پنجم هجرى تاليف نموده ، كه در آن وزن مخصوص جامدات و مايعات را كه به دست آورده ، ذكر نموده است . . . » « 1 »
انواع نمك
« در دارابجرد ، كوههايى از نمك سفيد ، سياه ، زرد ، سرخ ، سبز و همهء رنگهاى متفرغ است كه كوههايى است از زمين برآمده و از سنگهاى آنها خوان ( يعنى خوانچهها ) و كاسه و ظروف زيبا مىتراشند و به ساير شهرهاى فارس و جاهاى ديگر مىبرند . در فارس ، معادن نقره و آهن و سرب و فسفر و نفت و مانند آن هست ، و اين معادن مردم را از فرآوردههاى شهرها و نواحى ديگر بىنياز مىكند ، اما نقره اندك است ، معدن طلا نيز دارد معدن روى در سردن است كه از آنجا به بصره و جاهاى ديگر مىبرند و آهن در كوههاى اصطخر است و در قريهاى به نام دارابجرد در نزديكى اصطخر ، معدن جيوه است . در فارس مركب سياه براى نوشتن و رنگهاى تزئينى مىسازند ، كه از همهء مركبهاى دنيا جز چينى بهتر است چه آنها را از افروزش آتش در آتشكدههاى زردشتى قديم به دست مىآوردند و اصل آن جز دود آتش نيست ، در شيراز پردههاى معروفى كه در بيشتر نقاط زمين به شيرازى شهرت دارد مىبافند . . . » « 2 »
آهن
يكى از فلزاتى كه از آغاز تمدن در زندگى روزمره بشر تأثير فراوان داشته آهن است . ذخيرهء آهن قابل بهرهبردارى زمين را به 150 ميليارد تن برآورد كردهاند ، اگر آهن در زمين وجود نداشت ، گلها طراوت و عطرى نداشتند و برگ گياهان زرد و خشك مىشد و شايد جنگلها هم محدودتر از امروز بود . بشر ، آهن را بعد از مس و قلع و سرب و طلا و نقره شناخت و بهطورىكه باستان - شناسان نوشتهاند ، آهن پوستهء زمين از اوايل هزارهء دوم قبل از ميلاد مورد استفاده قرار
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 58 .
( 2 ) - نقل از : سفرنامهء ابن حوقل ، ترجمهء آقاى دكتر شعار .