تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
نجات مىيابد ، ولى فقط كشورهايى كه از لحاظ فنى تحول پذيرفته‌اند ، يعنى كشورهاى صنعتى ، از اين رفاه متنعم مىشوند و ديگران به روال گذشته در تهيدستى به‌سر مىبرند . . . درواقع ، حتى در توسعه‌يافته‌ترين جوامع از لحاظ فنى ، هنوز از فراوانى عمومى دوريم . نزديك بيست درصد شهروندان ايالات متحده امريكا ، خيلى زير سطح ( زندگى به سبك امريكايى ) به‌سر مىبرند . - دوسوم كارگران فرانسوى نمىتوانند خارج از محل اقامت ، تعطيلات خود را بگذرانند ، چرا كه درآمد آنان كافى نيست ؛ از سوى ديگر ، جوامع صنعتى خيلى در اقليتند و حتى يك‌سوم از شمار بشريت را در خود گرد نمىآورند ، اين نسبت به جاى آنكه افزايش يابد ، رو به كاهش است و رشد جمعيت در كشورهاى توسعه نيافته خيلى سريعتر است ؛ بدينسان عده‌اى تصور مىكنند كه تفاوتهاى اجتماعى واقعى ، ديگر ميان طبقات نيست ، بلكه ميان ملل هست : يعنى ميان ملل ثروتمند و « ملل كارگر » . . . ملل صنعتى هنوز از جامعهء وفور دورند ، ولى اكنون ديگر مدتهاست كه از قحطى خبرى ندارند . . . هنگامى كه هنديان امريكاى لاتين ، روستائيان بيشه‌هاى افريقا . . . در محدودهء خود دربسته مىزيستند و كم‌وبيش از دنيا به كنارى بودند ، تهيدستى و نابرابرى ، كمتر از امروز بر روح ايشان سنگينى مىكرد ، چرا كه امروز راديو ، تلويزيون ، وجود تمدنهاى ديگرى را به آنان مىآموزد ، تمدنهايى كه زحمت انسان را براى زيستن كاهش مىدهد . . . تنها پيشرفت فنى است كه امكان داده است تا انسان از رقيت كار مادى كه براى ادامهء حيات لازم است ، رهايى يابد ؛ جامعهء بىابزار ، بىماشين و بىفن ، جامعه‌اى است كه همهء اعضاى آن مجبورند با تمام قوا ، فقط براى زنده ماندن ، يعنى تنها براى نمردن كار كنند . » « 1 »

بهره‌بردارى از معادن در دوران بعد از اسلام

معادن ايران قبل از اسلام

« اكتشافات باستان‌شناسى و تحقيقاتى كه در زمينهء بهره‌بردارى معادن به‌عمل آمده ، نشان مىدهد كه در كشور ما از هزارهء پنجم قبل از ميلاد ، بهره‌بردارى از معادن رونق نسبى داشته است و اهالى اين مرزوبوم نه‌تنها در اين هزاره ، از مواد خام معدنى استفاده مىكرده‌اند ، بلكه آنها بودند كه به نظر بعضى از متخصصين ، اولين مرتبه شروع به ذوب مس طبيعى و ذوب سنگهاى مس‌دار نموده‌اند ، در هزاره‌هاى بعد ، عمليات بهره‌بردارى معادن و ذوب سنگهاى
هامش
( 1 ) - موريس دوورژه ، جامعه‌شناسى سياسى ، ترجمهء دكتر ابو الفضل قاضى ، ص 74 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 615 | مرتضى راوندى