لرد كرزن انگليسى كه در دورهء قاجاريه راجع به اوضاع اقتصادى و اجتماعى و سياسى ايران مطالعاتى كرده است ، مىنويسد : « كاشان كه به دار المؤمنين ملقب گشته است ، به پنج چيز در تمام ايران شهرت دارد ، اول كاشيكارى كه ظاهرا به واسطهء خاك مخصوص و فراهم بودن مواد رنگين و استادان ماهر نام نيكش عالمگير است ، و حتى از كارهاى چينى هم در پارهيى جاها دست بالا مىزند . دوم ابريشمكارى ، سوم مس و برنجسازى ، چهارم پارچهبافى و پنجم ( عقرب جراره ) . . . » « 1 »
شكستهاى اقتصادى در عهد ناصر الدينشاه
عدم تعادل بين واردات و صادرات
« در سالهاى 46 - 1843 تنها 398 / 174 ليره كالاى انگليسى وارد ايران گرديد و در عوض مقدار 375 / 93 ليره ابريشم خام به انگلستان صادر گرديد . در اين سالها ، صنايع دستى و مانو - فاكتورى ايران هنوز كموبيش موقعيت خود را حفظ كرده بودند و جايى براى فروش اجناس بيگانه در داخل كشور باقى نمىگذاشتند ، به گفتهء تجار انگليسى بازارهاى گيلان پر از اجناس انگليسى بود كه خريدارى نداشت . . . از سالهاى 1790 به بعد تجارت بين خليج فارس و هندوستان به سرعت افزايش يافت . در سال 1809 واردات پارچهء نخى از راه بندر بوشهر به 600 عدل رسيد . » « 2 » - ژوبر در سال 1806 گزارش داد كه واردات ايران عبارتست از پارچههاى ابريشمى و پنبهاى ، قند ، قلع ، سرب ، آهن ، چينىآلات ، چاى و ماهوت از هندوستان و سكههاى مسى و جواهرات و ماهوت و چرم دباغىشده از روسيه ؛ ژوبر همچنين از رونق بازار پارچههاى ساخت فرانسه در ايران سخن مى - گويد . » « 3 » در اين دوران ، چون كالاهاى داخلى توان رقابت با كالاهاى ارزان خارجى را نداشتند ، رو به كاهش و انحطاط نهادند . در سال 1840 قريب به 750 هزار فرانك ، ماهوت و پارچههاى پنبهاى بافت منچستر در گيلان به فروش رفته بود ؛ با اينهمه در اين تاريخ ، صادرات گيلان هنوز آشكارا بيش از واردات آن بوده است - جمع كل صادرات اين استان ، در اين سال برابر با 128 / 425 / 122 و واردات آن 30000000 فرانك فرانسه
هامش
( 1 ) - ر . ك : آثار تاريخى كاشان ، پيشين ، ص 357 .
( 2 ) - كرزن ، ايران و قضيهء ايران ، ترجمهء وحيد مازندرانى ، تهران ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، 1350 ، ج 2 ، ص 648 و 657 .
( 3 ) - ژوبر . ب . آ ، مسافرت به ارمنستان و ايران ، ترجمهء ع . اعتمادمقدم ، بنياد فرهنگ ، سال 47 ، ص 220 و 333 به بعد .