نمونهاى از ماشين چاپ درست كرد و از مخلوط كردن روغن شاهدانه و دوده ، نوعى مركب چرب بهوجود آورد ؛ و بعدا در اثر مساعى اين مرد روشهاى مختلف صفحهبندى و فن حروفچينى تحت قواعد و قوانين معينى درآمد . مهمترين كتابى كه قبل از سال 1456 از طبع خارج شده است ، كتاب توراتى است در 1282 صفحه كه هر صفحهء آن شامل دو ستون و هر ستون 36 سطر است و از اين كتاب اكنون بيش از 12 نسخه در سراسر جهان وجود ندارد .
پس از آنكه گوتنبرگ ، مخترع فن چاپ ، درگذشت ، يادگار پرارزش او به سرعت در تمام جهان رواج يافت ، هنوز قرن پانزدهم به پايان نرسيده بود كه در بسيارى از شهر - هاى مهم اروپا ، مؤسسات چاپ و نشر كتاب بهوجود آمد و نسخههاى متعددى از كتاب مقدس به دست مردم رسيد . پير روسو مىگويد : « آيا لازم است كه به تفصيل دربارهء نتايج نامحدود اين اختراع شگرف و غولآسا گفتگو كنيم ؟ كتاب كه در نتيجهء ابعاد كوچك و قيمت نازل خود رواج يافته و در اختيار همهكس قرار گرفته بود ، درواقع تمام دانش دانشگاهها را در دسترس همگان مىگذاشت ؛ فلسفهء رسمى كليسا و كتب مقدس به اين وسيله در همهجا شيوع يافت و هركس مىتوانست از اين پس با آسايش خيال آنها را مطالعه كند و در معرض قضاوت و انتقاد قرار دهد . فن چاپ مبدأ عزيمت تمدن بديعى گرديد كه قدرت آدمى را به نقطهء اوج آن رسانيد . » « 1 »
كاغذ
« چاپخانه اسلحهاى بود با قدرت مطلق كه براى ترقى و پيشرفت عليه نادانى مبارزه مىكرد ، ليكن هر اسلحهاى احتياج به آذوقه و مهمات دارد . ماشين چاپ گوتنبرگ زادوولد بسيار كرد . . . اگر مدام ميزان كافى از كاغذ به آن نمىرسيد ، مسلما تمام اين قورخانهء بزرگ بيفايده مىماند .
رواج كاغذ و كاغذسازى دومين ترقى عظيمى است كه به آن اشاره كرديم ، كاغذ نيز از كشور چين به اروپا آمده و از جمله اختراعات جديد نبوده است . . . به احتمال قوى گرانى قيمت اين ماده ، آنان را به تفكر واداشت و پيش خود اين موضوع را مطرح كردند كه آيا نمىتوان نوعى از نمد را براى نوشتن ، جانشين پارچه ابريشمى كرد . » پس از سالها مطالعه و تجربه اين فن تكامل يافت و سرانجام در سال 751 عدهاى چينى اسير شدند و به سمرقند آمدند و اين صنعت را در آنجا رواج دادند و از كتان و شاهدانه ، كاغذ ساختند . يك ربع قرن بعد از اين تاريخ ، اسرار صنعت مزبور ابتدا به بغداد و سپس به دمشق رسيد و در اين شهر كارخانهء كاغذسازى ديگرى تأسيس شد ، مسلمانان فن كاغذسازى را
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 157 به بعد .