در دوران قدرت رشيد الدين فضل اللّه ، نويسندهء جامع التواريخ ، كار نقاشى و مينياتورسازى مورد توجه قرار گرفت ، اين مرد جمع كثيرى از هنرمندان ملل مختلف را در ربع رشيدى گرد آورد و كتب و آثار بسيارى از جمله آثار خود رشيد الدين در اين محل به وسيلهء خوشنويسان و نقاشان استنساخ مىشد ، از جامع التواريخ ، يعنى بزرگترين شاهكار اين مرد ، اكنون فقط چهار نسخه باقيمانده است . پس از روى كار آمدن تيمور ، ظاهرا اين جنبش هنرى متوقف نشد ، مخصوصا شاهرخ پسر و جانشين تيمور ، در هرات عدهء زيادى از هنرمندان را براى استنساخ و مصور ساختن كتب جهت كتابخانهء خود استخدام كرد كه در بين آنها خليل نقاش كه از عجايب اربعهء عصر و تالى مانى نقاش بود شايان ذكر است « بايسنقر ميرزا پسر شاهرخ يك كتابخانه و مدرسهء فنون كتابت تأسيس كرد كه در آن چهل هنرمند از قبيل نقاش ، خوشنويس و صحاف كار مىكردند و در رأس آنها جعفر بايسنقرى خطاط مشهور بود . . . اگرچه نقاشان دربار به مصور ساختن شاهنامه ادامه مىدادند ، معهذا موضوعى كه بيشتر توجه آنها را جلب مىكرد ، اشعارى عاشقانه و موضوعهاى تصوفى شعراى معروف ايران از قبيل نظامى و سعدى بود . . . ايجاد سبك ملى ايران در نقاشى كه به تدريج نفوذهاى خارجى در آن مستهلك گرديد ، مرهون مكتب نقاشى هرات است .
« در سالهاى ( 812 - 802 هجرى ) در شهر تبريز ، هنرمندان ايرانى يكى از بزرگترين آثار هنرى ايران ، يعنى تصاوير حماسهء ملى ايران شاهنامه فردوسى ( شاهنامه دموت ) را بهوجود آوردند - پس از استقرار حكومت تيمور ، ارتباط ايران و چين قطع نشد ولى اثر عميق آن در رشتههاى هنرى نقصان يافت و هنرمندان ايرانى در انتخاب رنگ و طرحها و گل و بوتهها از ذوق سرشار خود پيروى مىكردند .
يكى از نمونههاى برجستهء هنر نقاشى عصر تيمورى ، كتاب خواجوى كرمانى ، رقم استاد مير على تبريزى است . مىگويند او مخترع خط ظريف و زنانهء نستعليق است . از سلاطين تيمورى ، بايسنقر ميرزا ، پسر شاهرخ ، سرآمد مشوقين هنر كتابنويسى و كتابسازى است ؛ وى اهل علم و هنرمندان را از سراسر ايران در دار العلمى كه در هرات تأسيس كرده بود ، گرد آورد در اين شهر كاغذساز ، خطاط ، تذهيبكار ، صحاف ، رنگساب ، نقاش و شيرازهكار در تهيهء كتابهايى كه مىتوان بعضى از آنها را از عاليترين كتابهايى كه در تاريخ بشر ساختهشده دانست همكارى مىكردند ، سبك كامل دار العلم هرات در شاهنامه عالى و دلافزاى موزهء تهران جلب نظر مىكند . » در ايامى كه سبك هنرى دوره تيمورى راه انحطاط مىپيمود ، با ظهور « بهزاد » روح جديدى در كالبد هنر دميده شد . بهزاد كه به عقيدهء عدهاى ، بزرگترين نقاش ايران و همپايهء مانى نقاش افسانهاى است ، روش تازهاى در هنر
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 579
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٥٧٩