تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
نظر ظرافت سبب اعجاب مىشود . . . » « 1 » در مورد شاهكارهاى هنرى ايران آقاى « ادواردز » معتقد است كه به‌طور قطع نمى - توان دانست كه در چه محلى بافته شده است « دومين قالى عالى دورهء صفويه كه از پرارزش - ترين ميراثهاى هنرى ايران براى بنى آدم است ، قالى معروف به شكارگاه است كه در موزه هنر و صنعت شهر وينه در اتريش نگاهدارى مىشود و در رديف اول بزرگترين قاليهاى جهان است و در ميان قاليهايى كه در اينجا ذكر مىكنيم ، اين تنها قالى است كه تاروپود و گوشت آن همه از ابريشم است و در هر اينچ مربع آن 27 گره از يكسو و 29 گره از سوى ديگر دارد و به‌اين‌جهت از تمام قاليهاى ديگر عهد صفوى ريزبافت‌تر است . صنعت قالىبافى هنوز در ايران و جهان ارزش و مقام خود را از كف نداده است و هنوز در كاشان ، اصفهان ، مشهد و كرمان از زير انگشتان ظريف اطفال محروم و ستمكش و رنجبر اين سرزمين ، شاهكارهاى بديعى به بازارهاى جهان عرضه مىشود و چه‌بسا كه تا پايان كار يك قالى گرانبها ، چندين طفل جان خود را از دست مىدهند . يك نفر دانشمند انگليسى موسوم به « ريشارد هكلوت »
R . Hakluct
كه در قرن شانزدهم ميلادى ( دهم هجرى ) مىزيسته ، كتابى به نام جهانگرديها نوشته و در آن يكى از بازرگانان هم‌ميهن خود را مخاطب ساخته مىگويد : « . . . در ايران فرشهايى از پشم زبر كه در اطراف داراى رشته - هاى نخى است خواهى ديد ، اين فرشها بهترين انواع فرش عالم و رنگهاى آن بهترين و زيباترين رنگهاست ، تو بايد به اين كشورها به روى و به انواع وسايل بايد متوسل شوى تا بتوانى از مردم آنجا طرز رنگ كردن ( خامه ) قالى را ياد بگيرى ، زيرا اينها به‌طورى رنگ شده كه باران و سركه و شراب در رنگشان تأثير نمىكند و چون تو اين علم را از آنها آموختى و به اسرار آن دست يافتى ، خواهى توانست در رنگ كردن قماش آن را به‌كار برى و به دوام آن اطمينان داشته باشى ، زيرا رنگى كه در رشته‌هاى زبر ثابت باشد ، قطعا در رشته‌هاى باريك منسوجات ثابت‌تر است ؛ البته در ضمن بايد از رنگهاى مايع و وسايل رنگ‌رزى و بهاى آنها آگاه شوى و هرگاه بتوانى كسى را كه در بافتن قاليهاى تركى مهارت داشته باشد با خود بياورى ، سود بزرگى براى ملت خود و بهترين اقدام را براى پيشرفت شركت خود كرده‌اى . . . » « 2 »

احترام به هنرمندان

چنان كه مىدانيم ، بازماندگان تيمور به مسائل ذوقى و هنرى علاقه و دلبستگى فراوان نشان مىدادند ، از جمله ابراهيم سلطان فرزند ديگر شاهرخ از حاميان بزرگ هنر بود : « سلطان ابراهيم بن شاهرخ از شيراز چند نوبت
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 380 به بعد . ( 2 ) - زكى محمد حسن ، صنايع ايران بعد از اسلام ، ترجمهء خليلى ، ص 152 .