تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
با اينهمه در دورهء قرون وسطا ، قالى ، قاليهاى ديوارى ، پرده ، خيمه و سراپرده‌هاى زيبا و قاليچه‌هاى جانمازى و غيره فقط در ممالك شرقى اسلامى در عداد اثاثهء ضرورى منازل به‌شمار مىآمد و ممالك ساحل مديترانه هنوز به اين نوع تشريفات عنايتى نداشتند . صاحبان كارگاهها ، غالبا محل كار خود را در دهكده‌ها انتخاب و از زنان و بچه‌ها براى قالىبافى استفاده مىكردند ، هريك از كارگران درحالىكه نقشه‌اى رنگين در دست داشت در مقابل دار قالى مىنشست و كار خود را انجام مىداد ، كار قالىبافى با آهنگ و نظم ، تحت نظر سركارگرى كه با آواز مخصوص وظيفهء كارگران را تعيين مىنمود صورت مىگرفت . كارگران با مهارت و سرعت كار را انجام مىدادند و چون قالى پايان مى - يافت ، مقاطعه‌كار براى كارگران مهمانى يا سور مختصرى برپا مىكرد . نقشهء قاليها يكسان نبود ، بعضى از آنها از مظاهر طبيعت ، نظير : گل و درخت و حيوانات اخذ شده بود و برخى ديگر از صحنهء شكار ، حركت كاروان و جنگ فيلان و غيره حكايت مىكرد . در دورهء ساسانيان ، نقشهء قاليها بسيار جالب و دلنشين بود ، ولى با ظهور اسلام در ترسيم و انتخاب نقشه ، تغييراتى داده شد . با اينحال در تركستان چين ، مغولستان ، گرجستان ، آذربايجان ، طبرستان و بخارا قاليهاى عالى بافته مىشد ؛ ولى اين قاليها با قاليهاى گرانبها و ظريف اصفهان برابرى نمىكرد . - قاليهاى همدان و آذربايجان كه در دورهء قرون وسطا به نام قالى ارمنى شهرت داشت زمينه‌اى قرمزرنگ داشت و در دهات مرند بيشتر بافته مىشد ، و قاليهاى خلخال از ساير نقاط مشهورتر بود . علاوه‌براين ، در بعضى نقاط ، بافتن حصير و بوريا از الياف برنج معمول بود و بهترين نوع آن را در حدود خليج فارس و آبادان تهيه مىكردند . » « 1 » نگارجامه : چنان كه از اسم آن پيداست ، به نقش‌ونگارى اطلاق مىشود كه معمولا بر روى جامه‌ها و پارچه‌هاى گرانبها ، نظير پرنيان ، يا ديبا يا ابريشم مىبافند و نمايندهء درجهء ذوق و كاردانى هنرمندان است . اين پارچه‌ها كه در تاروپود آن از رشته‌هاى زر يا نخهاى غيرزرين رنگارنگ استفاده مىشد ، به وسيلهء پارچه‌بافان زبردست تهيه مىگرديد و لطف و زيبايى آن معرف ثروت سلاطين و فرمانروايان وقت بود : اين لباسهاى فاخر را تنها سلطان نمىپوشيد ، بلكه گاه به‌عنوان خلعت به ديگران اعطا مىكرد . كسى كه مأمور صباغى و رنگ پارچه‌ها و ابزار كار بافندگان و حقوق و معيشت آنان بود ، به نام خدايگان طراز خوانده مىشد . » « 2 »
هامش
( 1 ) - دكتر على مظاهرى ، زندگى روزمرهء مسلمين در قرون وسطا ، پيشين ، از ص 384 تا 389 . ( 2 ) - مأخوذ از سفرنامهء كلاويخو ، ترجمهء مسعود رجب‌نيا ، از ص 241 تا 246 و همچنين نگاه كنيد به مقدمهء ابن خلدون ، جلد اول . ص 528 به بعد .