صادر مىشد ، پس از آنكه در دورهء خلفاى فاطمى ، صدور اين پارچه قدغن گرديد ، تهيهء اين پارچه در ممالك اسلامى رواج بيشترى يافت و در كازرون و دربند ، بافتن اين پارچه معمول گرديد .
مهمترين شهر صنعتى ايران در دورهء قرون وسطا كازرون بود كه در آن هزاران نساج و جولاهه « 1 » در كارگاههاى صنايع دستى كار مىكردند ، اين مؤسسات متعلق به دولت يا صاحبان امتياز بود .
كارگران ، نخست كتان را در ظروفى كه پر از آب بود خيس مىكردند تا الياف آن جدا شود ؛ پس از شستن ، زنها الياف كتان را مىرشتند و مردان به بافتن پارچه مىپرداختند .
در قرن نهم ، كارگران مصرى ناگزير بودند هر روزه نيم درهم براى خريد نان بپردازند ، به همين علت زبان به اعتراض و شكايت گشودند و بالاخره در قرن دهم و يازدهم مزد آنها به ميزان قابلملاحظهاى افزايش يافت ، توپها و قطعات پارچه پس از خروج از كارخانه طبقهبندى مىشد ، سپس با نخهاى مخصوصى بستهبندى مىگرديد .
هر بستهء بزرگ ( يا توپ پارچه ) علامتگذارى مىشد . يعنى كارخانه ، مقدار پارچه و خصوصيات آن را ثبت مىكرد و سپس صادر مىگرديد ، صادركنندگان كازرون چنان راستگو و خوشنام بودند كه مصنوعات آنها چندين دست خريد و فروش مىشد ، بدون آنكه كسى اقدام به گشودن و تفتيش محتوى بسته نمايد .
پنبه
در دورهء كوشانها به تدريج پنبهكارى در خراسان معمول گرديد و اين گياه در منطقهء خراسان بومى شد . پنبهكارى در دورهء ساسانيان بيش از پيش تكامل يافت ، رشد صنايع پنبهاى خراسان به جايى رسيد كه مقدارى از آن به چين ، بغداد و مصر صادر مىگرديد . در شهرهاى مرو ، نيشابور ، بلخ ، بخارا و در سراسر سيستان و كرمان ، بافتن پارچههاى پنبهاى رواج داشت . در بخارا پارچههاى كتانى مخصوصى به نام زندينجى مىبافتند ، در ساير بلاد نيز انواع پارچههاى پنبهاى ، كرباس ، فرش و زيلو بافته مىشد . يك توپ پارچه پنبهاى در قرن دهم ميلادى در نيشابور 30 دينار به فروش مىرسيد .
پارچههاى سفيد كتانى خالص بيشتر مورد استفادهء اشخاص ثروتمند و خوشپوش بود ، در مرو پارچههاى نازكى از پنبه مىبافتند كه به مصرف عموم مىرسيده و بيشتر براى پيراهن و منديل به كار مىرفت .
هامش
( 1 ) - بافنده ، نساج