تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
طلا و نقره مىپرهيزند از آنها استفاده كنند . » « 1 »

آثار تيمورى

« تيمور در عين‌حال كه يك عنصر مخرب بود ، در زادگاه خود كاخهاى باعظمت و ابنيهء باشكوه و باغهاى زيبا بنا نهاد ، شهرهاى بزرگ و دهكده‌هاى باصفا ايجاد كرد ، قنات و مجارى آب را تعمير نمود . وى بنا به نوشتهء تواريخ رسمى ، هرگز اجازه نمىداد كه زمينهاى مستعد ، باير و لم يزرع بماند . با اينحال خدمات تيمور از نظر آبادى و عمران بلاد و دهكده‌ها ، بر خرابكاريهايش نمىچربيد . بنا به معلومات تاريخى ، صنعت معمارى اسلام در عهد تيمور و اخلاقش تا حدى احيا گرديد . معماريهاى زيباى سمرقند كه در اين دوره انجام گرفته ، اگرچه حاصل دسترنج معماران هنرمند ايرانى است ، ليكن از نظر اهل فن بر معماريهاى ايرانيان در ديگر مناطق از نظر احتشام و عظمت مزيت دارد . « دربار تيمور و كاخهاى عظيم وى به روى مردم بسته نبود . . . تيمور در خارج شهر باغهاى زيبا و كاخهاى عالى ايجاد كرده است . . . در مواقعى كه تيمور از آن كاخها استفاده نمىكرد ، مردم به‌عنوان گردشگاه از آن باغها استفاده مىنمودند . . . تيمور مىخواست سمرقند بزرگترين و جالبترين بلاد عالم گردد و براى نشان دادن عظمت سمرقند دستور داد دهكده‌هاى زيادى در اطراف آن به وجود آورند و نام بعضى از بلاد مشهور را بدانها اطلاق كنند ، مثلا : سلطانيه ، شيراز ، بغداد ، دمشق ، مصر ، قاهره . . . در سال 1296 تيمور از سفر پنج ساله‌اش به سمرقند برگشت و ماليات سه ساله را به اهالى بخشيد . به نظر بارتولد ، محقق روسى ، در آبادى و زيبايى شهر سمرقند ، هنرمندان محلى بيش از ديگران دخالت داشته‌اند .

احداث باغ دلگشا و عمارت قصر تيمورى

در كتاب ظفرنامه ، فعاليتهاى عمرانى تيمور چنين توصيف شده است : « . . . از مهندسان دانشور و بنايان صاحب هنر كه از خاور تا باختر از هر مملكت و كشور به مستقر سرير خلافت مصير جمع بودند ، به ساعتى خجسته . . . باغى نهادند مربع ، هر ضلع هزار و پانصد گز شرعى و در ميان هريك از آن اركان اربعه دروازهء عالى گشاده ، طاقهاى آن به سقف مقرنس سپهر برافراشته شد و به انواع زينت از كاشيكارى و غير آن نگاشته گشت و به هر گوشه‌اى از چهار ركن برجى كه سر به آشيان نسر طاير برافراخته و آن را به صنعت كاشى مه‌آرايى در غايت تكلف و زيبايى پرداخته و عرصهء باغ را به طريق هندسه به گذارهاى مربع و چمنهاى مسدس و مثلث پخش كرد . . . فرمان شد كه در حواشى گدارهاى آن سفيدار نشانند و مسدسها و مثلث -
هامش
( 1 ) - ابن بطوطه ، سفرنامه ، ترجمه محمد على موحد ، ص 296 و 297 . ( به اختصار )