تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
و غيره مراكز صنايع مختلف بوده‌اند . پارچه‌ها و جامه‌هاى فاخر ايرانيان اين دوره از زمان معاويه به بعد تدريجا زينت بر و دوش عرب هم گشت ، اول كسى كه البسهء فاخر و پارچه‌هاى عالى ايرانيان را استعمال كرد ، معاويه و اتباع و عمال او بودند . زياد بن ابيه كه حاكم عراق از طرف معاويه بود ، نخستين حاكمى است كه به تقليد ايرانيها قباى ديبا پوشيده و بعد از آن ، البسهء ايرانى تدريجا رايج گشت . » « لباس عرب در جاهليت عبارت بوده است از : قميص ، حله ، ازار ، شمله ، عباء ، عمامه ، و سروال - و قبا و امثال آنها را از ايرانيها آموختند و در بر كردند و پارچه‌هاى آنها عموما پشمى و پنبه‌اى بوده است كه به طرز باديه‌نشينى مىبافتند و مى - پوشيدند و حرير و زركش و ديبا و نظاير آنها را از ايرانيان ياد گرفته و زينت خود ساختند ، سلاطين اموى اغلب دنبال عيش و عشرت و تجملات سلطنتى مىگشتند و از اين جهت كم‌كم لباسهاى خشن عربى را ترك گفته منسوجات لطيف و جامه‌هاى فاخر ايرانى را استعمال كردند و هرچه بيشتر مىكوشيدند كه خوراك و پوشاك و زيورها و تجملات ملوكانه براى خود فراهم سازند و در هر كارى تقليد ايرانيها و دربار ملوك عجم را مى - كردند و به همين علت ، مجددا بازار بعضى صنايع ايران از قبيل بافندگى و گلابتون‌دوزى رواج گرفت . » « 1 » ابن حوقل ضمن گفتگو از خوزستان مىنويسد : « ديباى شوشتر معروف است و آن را به همهء نواحى دنيا مىبرند . . . براى همهء پادشاهان عراق در شوشتر « طراز » « 2 » آماده مىكنند . در شوش ، خزهاى سنگين به دست مىآيد كه آنها را به نواحى ديگر مىفرستند و در آنجا نوعى ترنج و شمامه‌هاى خوشبوست كه مانند پنجهء دست مىباشد و جز در مصر آن هم به مقدار اندك در جاى ديگرى به دست نمىآيد . در قرقوب ، جامه‌هاى سوزن‌گرد مىبافند كه به نواحى مختلف مىفرستند ( سوزن‌گرد طرازى است كه با سوزن تهيه كنند ) . لسترنج گويد : پارچه‌هاى قلابدوزى قرقوب به قلابدوزى سوسن‌گرد معروف بود . در شوش و قرقوب طرازهاى سلطانى مىبافند ؛ پرده‌هاى معروف در سراسر دنيا كه بر آنها ساخت بصنى نوشته مىشود و در ناحيه بصنى به دست مىآيد و گاهى هم در شهرهاى برذون و كليوان و جز آن ، پرده‌هايى مىبافند و بر آنها به تدليس ( ساخت بصنى ) مىنويسند : در رامهرمز جامه‌هاى ابريشمى مىبافند و به جاهاى بسيارى مىفرستند . . . در ناحيهء ( نهرتيرى ) جامه‌هايى مىبافند كه شبيه جامه‌هاى بغداد است و به تدليس به خود بغداد حمل مىكنند و در آنجا آن را پس از كوبيدن و سپيد كردن به همهء نواحى جهان حمل مىكنند
هامش
( 1 ) - جلال الدين همايى ، تاريخ ادبيات ايران ، ص 350 . ( 2 ) - نقش و نگار جامه ، منسوجات سلطنتى
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 558 | مرتضى راوندى