و جامهاى بس زيباست . »
وى ضمن توصيف كالاهاى صنعتى فارس مىنويسد : « در سينيز جامههاى سينيزى و در جنابه ، دستمالهاى جنابى و در توج جامههاى توجى به دست مىآيد و هيچيك از جامه - هاى دنيا بدان شباهت ندارند . . . در هريك از شهرهاى فارس ، طرازهايى خاص سلطان تهيه مىشود . از فسا انواع جامهها ، به نواحى مختلف صادر مىشود و نيز طراز چند رنگه زربفت است كه در ساير نواحى دنيا مانند آن وجود ندارد و در صورتى كه ساده و بدون تذهيب باشد ، نظير طراز جهرم و جز آن است و نيز در فارس جامهها و پردههايى براى رختخواب كه خاص سلطان و بازرگانان است و بسيار گرانبهاست آماده مىكنند و همچنين پردههايى از حريرهاى گوناگون . . . و جامههاى ابريشمى و پشمى فاخر به بسيارى از شهرها مىفرستند . سوسنجردى ( نوعى جامه ) كه در فسا به عمل مىآيد ، بهتر از مال قرقوب و توج و تارم است و نيز در آنجا پردهء ابريشمى گرانبها كه در حدود صد دينار ارزش دارد ، تهيه مىشود ؛ در جهرم ، جامههاى منقش عالى مىبافند . اما گليم و جاجيم دراز و سجاده نماز و زلالى جهرم كه در دنيا به جهرمى معروف است ، نظير ندارد . در يزد ، جامههاى نخى به دست مىآيد كه آنها را به بيشتر نواحى مىبرند و در صورتى كه كوتاه باشد ، جزو بغدادى بهشمار مىآيد . از دشت باربن واقع در هندجان ، گليم و پرده و انواع مخده تهيه مىشود ، مقدار فراوانى از آنها را به ساير نقاط دنيا مىبردند . سوسن « فسا » بهتر از مال قرقوب است زيرا كه آن از پشم و اين از ابريشم است و پشم محكمتر و بادوامتر از ابريشم است . ابن حوقل ضمن توصيف خصوصيات كرمان مىنويسد : « . . . بم بزرگتر از جيرفت است و در آنجا پارچههاى پنبهاى عالى و زيبا و بادوام مىبافند كه به سرزمينها و شهرهاى دور فرستاده شده . . . طيلسانهايى كه در اين شهر تهيه مىشود بسيار جالب توجه و قوارهدار است و از ديباى نازك رفرف بافته مىشود و جامههاى عالى ديگر دارد كه هريكى كمابيش سى دينار ارزش دارد و اين لباسها در خراسان و عراق و مصر به فروش مىرسد . عمامههاى بلند معروفى نيز در آنجا تهيه مىكنند كه مردم عراق ، مصر و خراسان را بدانها رغبت فراوان است و پارچههاى بم همچون پارچه عدنى و صنعانى بادوام و قابل نگهدارى است و از پنج تا ده سال دوام دارد و پادشاهان آنها را در گنجينههاى خود نگاه مىدارند . سلطان را در قديم طرازى بود كه مردم بم آن را تهيه مىكردند . »
ابن حوقل در مورد اصفهان مىنويسد : « . . . در آنجا پارچههاى عتابى و وشى و ساير پارچههاى ابريشمى و پنبهاى به دست مىآيد و به عراق و فارس و ساير نواحى جبال و نيز خراسان و خوزستان فرستاده مىشود ؛ عتابى اصفهان در خوبى و گوهر ( جنس ) بىنظير است . »
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 559
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٥٥٩