داشته باشد كه ميان هنر ( و صنايع پيشهوران ) كه در پناه حمايت فرمانروايان يا اشراف فراهم مىشد ، با هنر رايج كه بيشتر در شهرها رواج داشت تا در اكناف كشور و روستاها ، به اختلاف و تميزى قايل شويم . » « 1 »
تا آنجا كه اطلاع داريم ، پيشرفت در زمينهء ساختن اشياء سيمين و زرين مطلوب بوده است . . . ظاهرا هنرمندان و پيشهوران پس از برافتادن ساسانيان همچنان به كار خود اشتغال ورزيدند اما ديگر گويا پشتيبانى سابق در كار نبود ، زيرا پشتيبانى يك امير ايرانى فى المثل در كرانهء درياى خزر نمىتوانست با نواخت و تشويق شاهنشاه برابرى كند . با اينهمه ، در زمينهء اشياء فلزى مىتوان ادامهء مضمونها و نقشهاى ساسانى را شناخت . . . در جهان شرقى اسلامى در سراسر دوران آل بويه و سامانيان تا زمان شكفتگى هنر در عهد سلجوقيان ، نوعى تمدن شهرى و بورژوازى در ايران پديد آمد و از بركت آن عدهاى صنعتگر و هنرمند و مقدار معتنابهى اشياء هنرى ، در همهجا پخش گرديد و از انحصار كاخ بزرگان خارج شد ، مضمونهاى رايج اين دوران عبارت بود از : مضمونهاى كهن ساسانى مانند شكارگاه و ميگسارى يا مجلس بار در باغ و نقش هلال و ستاره و امثال اينها ؛ منتها اينك در جهان اسلامى برابرى بيشترى در ميان كسان و شخصيتهاى مجلس نمودار مىشد كه در مجالس دربارى كهن چنين نبود . . . در زمينهء نقاشى ، دشوارى كار ، فقدان نمونههاى نقاشى ايرانى است . . . هيچ نقاشى قديمى جز از تركستان چين كه بر صفحات كتابهاى مانويان نوشته شده است در دست نداريم . . . از نقاشيهاى ديوارى پيش از اسلام در آسياى ميانه نمونههايى به چشم مىخورد . . . دوران پيش از مغول تاريخ نقاشى ايران را مىتوان فترتى دانست ميان شيوهء « علامتنگارى » ساسانى و دوران جديد شكوهمند نقاشى مينياتور ايران كه در نتيجهء ارتباط با هنر چينى پديدار شد . . . داستان مكتبهاى برجستهء هرات با شاهكارهاى بهزاد و مكتبهاى بعدى شيراز و تبريز و سپس دوران كمال نقاشى در دربار صفوى اصفهان ، از حدود اين كتاب بيرون است . . . نيشابور و سمرقند كهن دو سرچشمهء مهم هنر سفالهاى لعابى است كه در آنها هنر خط و نقش جانوران ، مرغان ، طرحهاى گل و بوته و آدميان بر اسب نشسته نشان داده شده است كه بيشتر با سليقهء طبقهء ميانهحال شهرى سازگار بود . . . » « 2 »
به نظر فراى : « رشد شهرنشينى و پديد آمدن شهرهاى بزرگ در مشرق و گسترش فعاليتهاى بازرگانى در دوران طولانى حكومت سلجوقيان ، به پيشرفت بدايع هنرى در اين
هامش
( 1 ) - ريچاردن فراى ، عصر زرين فرهنگ ايران ، ترجمه مسعود رجبنيا ، از ص 192 به بعد .
( 2 ) - همان كتاب ، از ص 197 به بعد .