اجتماعى ايران را هنوز كسى به رشتهء تحرير درنياورده ، مشكل است در هنر ايران عواملى پيدا كرد كه از مردم سرچشمه گرفته باشد .
به عقيدهء نويسندهء مذكور ، چون اساس سازمان اجتماعى ايران حتى در زمان اسلام هم تغييرى اساسى نكرده بود ، هنر ايرانى در اين دوره نيز محدود بود و سنن قديمى هنر به آسانى مورد قبول مهاجمين قرار گرفت و چون اهل ذوق و هنر وابسته به دربار سلاطين بودند در جريان جنگها ، فاتحين به كشتن آنها مبادرت نمىكردند ، بلكه آنها را به خدمت خود مىپذيرفتند .
از اختصاصات هنر ايرانى اين است كه به زودى تحت تأثير افكار خارجى قرار مىگيرد ، ولى در طى يكى دو نسل آن افكار را در خود هضم و هنرى كه با روش بومى خود سازگار باشد به وجود مىآورد . . . » « 1 »
كاشى و چينى
از قرن سوم هجرى كه ايرانيان از زير نفوذ مستقيم خلفا خارج مىشوند ، آثار هنرى ايران بيش از پيش جلب نظر مىكند ؛ هنرمندان در قرون بعد نهتنها بر ظرافت و زيبايى آثار خود مىافزايند ، بلكه يك ابداع تازهء فنى ، راه كاشىسازى را در ايران عوض مىكند « جزئيات فنى اين پيشرفت از روى رسالهاى كه ابو القاسم كاشانى فردى از خانوادهء معروف چينىساز ايران در سال 700 هجرى نوشته روشن مىشود .
سنگ بلور ، كوارتز ، پتاس و خاك رس سفيد كشدارى را باهم مخلوط مىكردند و بدينترتيب بدنهاى سخت و سفيد و لطيف به وجود مىآمد و لعابى قليايى مركب از همان سنگ كوارتز و پتاس محكم به آن جوش مىخورد ، بهاينترتيب ديگر پوسته يا آسترى لازم نمىشد و نقاشى بر زير اين لعاب قليايى آسانتر از زير لعاب سربى بود ، اين نوع لعاب تا اواخر قرن هفتم هجرى ( قرن 13 ميلادى ) برجاى ماند .
اين ظروف كه شامل بشقاب ، پارچ ، كاسه ، ابريق ، خمره و ( مردنگى ) بود ، در عين سادگى ، كامل هستند ، مخصوصا چرخكارى در اين دوره به ظرافت ظروف اين عصر كمك كرده است .
نقشهء طرحهاى قديم رى عبارتست از تصوير سواران ، رامشگران و پرندگان و حيواناتى كه در ميان گل و بوتههايى بر روى زمينهء جلا شده نقش شدهاند . . . كاشىسازان كاشان ، دلبران ماهروى را با صورت گرد و ابروان دراز كمانى و چشمان بادامى تصوير
هامش
( 1 ) - ر . ك : ميراث ايران ، پيشين ، از ص 189 به بعد . ( نقل و تلخيص )