شده چوب قپق شمع از پى جمع * به گردش تير چون پروانه بر شمع
پرىرويان ز هر جانب كمانكش * پرى از حمله ايشان عنانكش
. . . خدنگ خوبرويان آسمانرو * به هر سو عشقبازان در تك و دو . . . « 1 »
تصوير ميدان چوگانبازى
دگر يك جايگاه گوىبازى * بتان چوگان به كف در رخشتازى
به چوگان گوى گردان را سروكار * چو دل سرگشته اندر زلف دلدار
بتان در گوىبازى شاد و خرم * هلالآسا به چوگان باختن خم
هلالى غبغبان كشورآراى * به چوگان گوى را بربوده از جاى . . . « 2 »
در كتاب رستم التواريخ ، به باغوحش شاه سلطان حسين نيز اشاره شده است . « آن زبدهء ملوك را قوشخانه و شنقارخانه بود پر از بازها و چرغها و شنقارها و طغرلها و بحريها و نرمسها و شاهينها و باشهها و ساير اقسام قوشها - و تازىخانهء بود پر از سگان شيرگير ، پلنگفرسا و تازيهاى نخجيرگير آهوربا ، و قتلخانهء بود پر از فيلان مست منكلوسى ، و طويله و اصطبلى بود ، پر از اسبهاى برقرفتار تازىنژاد و مركبهاى تيز - تك صرصر كردار تركمانى نهاد ، كبود و كرن و سرخون و نيلى و سمند و ابلق و كهر و شبرنگ و قاراكهر و رخش دلپسند . و قاطرخانهء بود ، پر از استرهاى بزرگجثه رهوار و قاطرهاى قوىهيكل باركش بادرفتار و آشپزخانهء بود پر از اشتران بار گران بردار . . . و باغ مسمى به طاووسخانه كه از طاووسهاى زرينبال چترزن پرافشان و تذروهاى خوشرنگ و آب و بوقلمونهاى رنگارنگ با آبوتاب و خروسهاى رنگارنگ خوشخوان و مرغهاى خوانندهء نغمهسراى زيبا مانند بلبل و طرغل و طوطى و هزاردستان و اشترمرغ و بط و لكلك و قاز و هدهد و اقسام ماكيان . و شيرخانهء بود پر از شير و ببر و پلنگ و سياهگوش و يوز و خرس و بوزينه و كفتار و گرگ و روباه و شغال و گربهكوهى و موسوره و موشخرما و مار و افعى و سنگپشت . » « 3 »
از سرگذشت باغوحش در دورهء زنديه و اوائل قاجاريه اطلاع نداريم ، در عهد ناصر الدين شاه ، هدايت از باغ وحش تهران سخن مىگويد و مىنويسد كه در آن : « شير ، پلنگ ، گرگ ، خرس ، بعضى طيور و حيوانات كوهى را جمع كردهاند ، ناصر الدينشاه ، شيرى مانوس در عمارت داشت . . . » « 4 »
هامش
( 1 و 2 ) - همان كتاب ، ص 76 ، 93 .
( 3 ) - رستم التواريخ ، پيشين ، ص 90 .
( 4 ) - خاطرات و خطرات ، پيشين ، ص 5 .