تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
خنده و تفريح مىشود ، شاه و ما كه اطراف او هستيم روى اسب به اين منظره مىنگريم و طبق معمول جام شراب در گردش است و براى سبك كردن اثر آن ، انواع و اقسام ميوه از قبيل آلو سياه و زردآلو و گوجه و غيره نيز تعارف مىشود . . . » « 1 »

جنگ دو گاو

تاورنيه در سفرنامهء خود از جنگ دو گاو در يكى از ميدانهاى قم سخن مىگويد و مىنويسد : « يكى از دو گاو سرانجام فاتح شد و مردم با نواختن نيها و سرناها ، بناى دادوفرياد و هلهله و شادى را گذشتند ، پس از پايان نبرد ، چند تن از مردم ، گاو فاتح را مشت‌ومال دادند ، پس از رفع خستگى ، حاكم و كليه رجال و شخصيتهاى محلى هريك به فراخور موقعيت و ثروتى كه داشتند ، چيزى به صاحب گاو فاتح تسليم مىكردند ، از جمله حاكم قم ، 50 تومان داد و مردم فقير و بىبضاعت ميوه و شيرينى مىدادند . » « 2 »

چگونگى شكار حيوانات به وسيلهء شاه عباس

شاه عباس براى شكار حيوانات مختلف در خطهء مازندران چمنزارى را انتخاب كرده بود كه طول تقريبى آن دو ميل بود و كاملا از كوه و تپه احاطه شده بود . پيترو دلاواله در سفرنامهء خود مىنويسد : « شاه اين محل را براى شكار معين كرده بود تا از تمام دره‌ها و كوههاى اطراف ، جانوران وحشى را به آنجا برانند و از نواحى مختلف مازندران چندين هزار مرد را مامور اين كار كرده است ، زيرا در مشرق‌زمين رعايا كار سگهاى شكارى را انجام مىدهند ، براى اينكه حيوانات نتوانند از دشت شكارگاه ، فراتر روند - به دستور او از كوهى به كوه ديگر در ميانه دره ، با شاخه‌هاى درختان پرچين بلندى كه دست يك مرد اسب‌سوار نيز به بالاى آن نمىرسد ساخته‌اند ؛ به‌علاوه گرداگرد دامنه كوههاى اطراف اين جلگه را نيز دامهايى از طناب كشيده‌اند كه به تيرهاى بلند بسته شده‌اند به‌طورىكه هيچ‌جانورى نمىتواند از روى آنها بجهد و مسلما براى ساختن اينها عدهء زيادى مدتها وقت صرف كرده‌اند . به‌اين ترتيب ، حيواناتى كه توسط اين مردان رانده مىشوند ، به علت تنگى دره و سروصدا و فرياد آنان به سوى اين جلگه روى مىآورند و چون دامهاى طنابى مانع از پيشرفت آنها مىشود ، همان‌جا محبوس مىشوند ، من خبر دارم كه از فرح‌آباد مازندران ، سيصد بار شتر طناب براى اين كار فرستاده بودند ، منتهى چون شكارگاه وسعت نداشت ، همهء آنها به كار نرفته بود ، از اين تعداد مىتوانيد امكانات شاه را پيش خود مجسم كنيد ، شاه قرار است در ميان اين جلگه با شمشير و تير به شكار مشغول شود ، يا چنان كه از قديم مرسوم است ، بعضى از جانوران شكارى را زنده بگيرد و گوشواره‌اى كه نام او با علامت خاصى بر آنها منقوش است در گوش آنها
هامش
( 1 ) - سفرنامهء پيترو دلاواله ، پيشين ، ص 298 . ( 2 ) - سفرنامهء تاورنيه ، پيشين ، ص 141 ( نقل به اختصار ) .