تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
كه در ركاب شاهانه بود از بيست هزار متجاوز بود . . . » « 1 » در كتاب دوحة الازهار شيرازى مناظرى از شكار و ديگر تفريحات عهد صفوى توصيف شده است .
دگر يك مجلس صيد و سوارى * به هم در ، جلوه شيران شكارى پلنگان جلوه‌گر باشد ز شيران * پلنگ و شير مغلوب دليران شكارانداز تركان كماندار * چو چشم غمزه نازك جادوى يار غزالان خطايى در تك و دو * سواران شكارى در روارو ز سير و نيمسير ، رنگ نخجير * به هم آميخت گوئى شكر و شير به هر جانب ز روباهان روسى * براى تازيان برگ عروسى به هم گور و گوزن و شير هم‌دوش * ز قصد يكديگر گرديده خاموش بتان بر آهوان از ناز رانده * ز حيرت چشم آهو باز مانده خدنگ خوبرويان شكارى * چو مژگان غزالان تتارى ز هر جانب سواره گلعذارى * به صيد انداختن چابك‌سوارى « 2 »
*
دگر يك مجلس صيد افكنانست * كه جولانگاه صيد چابك عنانست ز هر جانب دوان چابك عنانى * خدنگ‌افكن بت ابرو كمانى . . . در ابرو چين فكنده هر پرىرو * كمان پر كرده برانداز آهو سيه چشمان بر آهو رخش رانده * ز غمزه تير بر آهو نشانده به تير غمزه تركان تتارى * نشانده بر شكارى تير كارى هزاران گور و آهو در تك و پوى * شكارافكن صف‌آرايان به هر سوى گر از زخم پيكان گشته دل ريش * به دندان گور كنده از پى خويش به نيزه خرس را گردان ربوده * به چوبش ذوق چوپانى فزوده . . . « 3 »
* در دوحة الازهار ، وصف ناقصى از قپق‌اندازى شده است .
دگر يك مجلس چابك‌سواران * دل گردون شكاف از تيرباران به آهنگ قپق يكران جهانده * خدنگ از قوس گردون رسانده
هامش
( 1 ) - اروج بيك بيات ، دون ژوئن ايرانى ، ترجمهء مسعود رجب‌نيا ، ص 60 . ( 2 ) - دوحة الازهار شيرازى ، به اهتمام مينائى تبريزى در چموف ، ص 74 و 91 . ( 3 ) - همان كتاب ، ص 76 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 52 | مرتضى راوندى