شاه سليمان و شاه سلطان حسين بار ديگر نفوذ روحانيان در زندگى اجتماعى مردم افزايش يافت .
سعدى كه مردى جامعهشناس و حقيقتبين بود ، توجه به امور تفريحى را براى ادامه دادن به كارهاى جدى و خستگىآور ضرورى مىداند ، و مخصوصا به اهل علم و دانش - آموزان مىگويد :
زمانى درس علم و بحث تنزيل * كه باشد نفس انسان را كمالى
زمانى شعر و شطرنج و حكايت * كه خاطر را بود دفع ملالى
خداى است آنكه ذات بىمثالش * نگردد هرگز از حالى به حالى
شطرنجبازى تيمور با علاء الدين تبريزى : ابن عربشاه مى - نويسد : « تيمور كه اقاليم خاور و باختر ، زبون كرده و هر شاهى به دست بازى او مات شده بود ، با او ( يعنى با علاء الدين ) چنين گفت : تو در ملك شترنگ يگانهاى ، چنان كه من در سياست كشور ، هريك از ما در فن خود صاحب كراماتى بىماننديم ، وى فقيهى شافعى و محدثى گشادهنظر و خوشروى و درستگفتار بود كه در شترنگ و علم نصب مهرههاى آن بدون تفكر ، نظرى وسيع داشت و هيچكس بدينگونه حريف بازى او نمىبود . . .
از صفات او در بازى شترنگ اينكه در آن انديشه به كار نمىبرد و به محض آنكه حريفش با فكرى دور و دراز بازى مىكرد ، وى بىدرنگ آن را نقل مىداد و ناديده با دو حريف بازى مىكرد . . . » « 1 »
آئين قماربازى به نظر عبيد زاكانى
عبيد زاكانى در مورد قمار كه عملى نامشروع است ، دروغ و دغا را تجويز مىكند ! « هر دغا كه مىتوانيد در نرد و قمار بكنيد تا « مقامر تمام » گفته شويد و اگر حريف سخت شود ، سوگند سه طلاق بخوريد كه سوگند در قمار شرعى نيست . »
« نرد به نسيه مبازيد تا بهرزه مغز حريفان نبريد . »
« با . . . و نومالان و فالگيران و مردهشويان و كنگره زنان و شطرنجبازان و دولت خوردگان و بازماندگان خاندانهاى قديم و ديگر فلكزدگان صحبت مداريد . » « 2 »
شطرنجبازى تيمور لنگ با يك روحانى : كلاويخو مىنويسد : در يكى از ملاقات - هاى خود با تيمور مشاهده كرده است كه شخصى روحانى كه ( سيد ) هم بود با تيمور مشغول بازى شطرنج است ؛ همچنين وى مىنويسد كه يكى از شاهزاده خانمهاى عاليقدر دربار تيمورى ،
هامش
( 1 ) - ابن عربشاه ، عجايب المقدور ، ص 312 .
( 2 ) - عبيد زاكانى ، كليات عبيد ، « رسالهء صد پند » : به اهتمام عباس اقبال ، ص 46 .