ريسمان و حقهبازى
بر خلاف بازيهاى سابق الذكر ، بازى ظريف و دقيقى بود كه مورد توجه و علاقه ايرانيان و فرنگيان بود ، تاورنيه كه در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم مكرر به ايران آمده است ، دربارهء ريسمانبازى ايرانيان مىنويسد : « بندبازان ايرانى ، از بندبازان اروپائى بسيار چابكتر و ماهرترند ، من خود مكرر ديدم كه بندبازى يك سر طناب را بالاى برجى بسته و سر ديگر را در ميان ميدان استوار كرده و لنگرى به دست گرفته و از ميدان بر روى طناب تا بالاى برج رفته و از آنجا به قهقرا برگشته است . . . » حقهبازى و مهرهبازى هم در ايران معمول بود و مهرهبازان ايرانى نيز از حريفان اروپائى خود بسيار تردستتر و چابكتر بودهاند ، ديگر از بازيها و تفريحات آن دوره : قاببازى ، تخممرغبازى ، شطرنج ، نرد ، گنجفه ، شش پچول ، بازى كولى ، بازى باندى قراچه ، كفتربازى ، جنگ خرس ، جنگ شتر و فلاخنبازى را نيز نام بردهاند . » « 1 »
منظرهاى از شكارگاه شاه عباس
گرگبازى
پيترو ، سياح ديگر مىنويسد : « در همان ايامى كه مذاكرهء جنگ ايران و عثمانى بود ، شاه براى اينكه روحيهء عمومى را شاد كند و انديشهء جنگ را از خاطرها بزدايد ، در ميدان عمومى دستور بازى خاصى را داد كه همهء مردم در آن شركت دارند ؛ بازى از اينقرار است كه در وسط ميدان ، گرگ زندهاى را مىآورند و ميان مردم رها مىكنند . مردم از اطراف دنبال گرگ مىدويدند و با دادوفرياد آن حيوان وحشى را چنان خشمگين و بيمناك مىكنند كه به هرطرف حمله مىبرد و به سوى اشخاص مىپرد ، آنگاه مردمى كه گرگ به طرف وى رفته است از پيش او مىگريزد ، و دستهء ديگرى آن حيوان را دنبال مىكنند ، ولى هرگز به او دست نمىزنند و تنها كارشان فرياد كردن و ترساندن گرگ است و حيوان كه نمىتواند به كسى آسيب برساند ، اگر اتفاقا كسى را هم پنجه بزند يا به دندان بگيرد ، به سبب ازدحام مردم زود او را رها مىكند . اين بازى به خودى خود چيز مهمى نيست ، ولى فرياد چند هزار نفر ، و حركاتى كه در اطراف گرگ وحشى مىكنند ، باعث
هامش
( 1 ) - زندگى شاه عباس اول ، پيشين ، ج 2 ، ص 325 به بعد .