شركت مردم در نمايشات و هنرنمائى هنرپيشگان
جنگ انسان با گرگ : حدود 5 قرن پيش در دورهء زمامدارى اوزون حسن ، يكى از تفريحات عمومى ، جنگ گرگ با انسان بود « معمولا در اين گونه موارد در ميدان مركزى شهر تبريز با حضور گروه زيادى تماشاگر ، گرگ گرسنهاى را كه به زنجيرى بسته بودند با دلير نامورى روبرو مىساختند ، گرگبازى آن روز شباهت بسيارى به گاوبازى امروزى مردم اسپانيا داشته است . در ميان غريو تماشاگران ، دليرى كه به جنگ گرگ مىرفت چندان در برابر جانور بيچاره جا خالى مىكرد ، تا سرانجام آن دد را از رمق مىانداخت ، و با نيزهاى قلبش مىدريد . پس از اين صحنهها بساط عيش و سور گسترده مىشد و سازندگان و نوازگان با عود و بربط و سنج هنرنمايى مىكردند . » « 1 »
نمونهيى ديگر از جنگ آدمى با گرگ
جوزافا باربارو كه در عهد اوزون حسن به ايران آمده است ، مىنويسد :
« در نخستين روزى كه نزد شاه رفتم ، پس از شنيدن ساز و آواز خوانندگان و نوازندگان به من پيغام دادند كه به ميدان روم . در آنجا سه سوار و عدهاى پياده ؛ و فرزندان خردسال شاه ، حضور داشتند . چندتا گرگ كه به پاهايشان ريسمان بسته بودند ، به ميدان آوردند و آنها را يكايك رها كردند تا به ميان ميدان بروند . مردى كه براى همنبردى با نخستين گرگ گمارده شده بود ، پيش آمد و خواست ضربتى بر وى زند ، گرگ به سوى گلوى آن مرد جست و مرد كه چستوچالاك بود چنان پهلو خالى كرد كه گرگ به جاى گلو ، بازويش را گرفت و نتوانست آسيبى به او برساند پس از خسته كردن يك گرگ ، گرگ ديگرى را رها مىكردند . » « 2 »
جنگ چند گاوميش : در ايران ، « پاتر پارش ، يعنى پيشواى مذهبى ارامنه ، « تارونيه » را كه در عهد صفويه به ايران سفر كرده است ، به تماشاى جنگ چند گاوميش دعوت مىكند و او را به ميدان محصورى كه 8 گاوميش را در آنجا حاضر كرده بودند مىبرد ، براى اينكه آنها را به خشم آورند ، ماهوت قرمزى روى هريك مىاندازند و اين عمل چنان آنها را خشمگين و متغير ساخت كه در حملهء اول دو رأس از آنها بر زمين افتاده ، هلاك شدند و بقيه به نحو موثرى مجروح و زخمى شدند . » « 3 »
هامش
( 1 ) - تاريخ سياسى و اجتماعى ايران ، پيشين ، ص 87 .
( 2 ) - سفرنامهء ونيزيان ، پيشين ، ص 64 .
( 3 ) - سفرنامهء تاورنيه ، پيشين ، ص 81 .