شاه عباس دوم و شاه سليمان ، هركدام پنج تا شش جقه جواهر داشت و زينهاى اسبها ، طلايى و نقرهاى و مرواريدنشان شده بود . . . » « 2 » اگر شاه اسماعيل از حسرت جنگ چالدران و اسارت همسرش مسلول شد و درگذشت ؛ شاه عباس دوم به علت بيمارى ذكرش كه از آميزش با فواحش پيدا مىشود ، جان سپرد . . . » « 3 »
مؤلف رستم التواريخ ضمن توصيف پادشاهى شاه طهماسب ثانى مىنويسد : « در مجلس مينومثال خاقانى در غايت عيش و كامرانى با امردان گلرخسار . . . و ساقيان لاله - عذار . . . با خنياگران خوشآواز و مطربان خوشساز نغمهپرداز ، روز و شب به شرب بادهء بيغش دلپذير . . . و لطيفهگويى و ظرافت و هماغوشى و بوس و كنار و كام گرفتن به طريقهء خروسى مذهبى از شاهدان طناز مشغول بود « طهماسب قلى يعنى ( نادر افشار ) كه شاهد و ناظر اعمال شاه طهماسب بود ، پس از آنكه از مصالحهء او با روميان به آن صورت ننگين آگاه شد ، تصميم گرفت كه شاه را چنان كه هست به امرا و سران سپاه معرفى نمايد ، براى اجراى نقشهء خود مجلس ضيافتى آراست و شاه و اطرافيانش را دعوت كرد ، همين كه شاه مست و مخمور شد « از جا برخاست و برهنه گرديد و غلامان امرد خود را فرمود ، همه برهنه شدند ، دستها بر زمين انداختند و دبرها برافراشتند و شخصى لعابچى ، ظرف طلايى پرلعابى در دست داشت و بر مقعدهايشان لعاب مىماليد و شاه سرمست به هركدام ميل مىنمود ، در نهايت خوبى ، بلى بلى بلى - از پس پرده ، خوانين و سرهنگان تماشاى اين معامله نمودند و از ديدن اين اطوار ، كمال تغير در مزاجشان حدوث يافت و به عاليجاه طهماسب قليخان عرض نمودند كه اين شاه با نادانى و بىتميزى ، ايران را باز به دست دشمن خواهد داد ، چاره بايد نمود . . . » « 4 » ناچار شاه را به سبزوار فرستادند تا در آنجا با آزادى كامل به عيش و عشرت مشغول شود و از مداخله در امور مملكت خوددارى نمايد .
رستم الحكماء مؤلف رستم التواريخ دربارهء طهماسب ميرزا مىنويسد : « به مرتبهاى امردان زيبا را دوست مىداشت كه يك يوسفشمايلى را ، بر هزاران زليخاجمال ليلى مثال شيرينخصال ترجيح مىداد و در خروسمذهبى يگانهء آفاق بود ، لكن باوجوداين همهء آداب و كمالات با اشرف مخلوقات كه عقل سليم باشد ديرآشنا و با احسن موجودات كه سخاى كرم باشد ، بيگانه و ناآشنا بود . . . »
رفتار معشوقى سنگدل با عاشقى هنرمند : مانى شيرازى ، از آغاز پادشاهى شاه
هامش
( 2 ) - همان كتاب ، ج 4 ، ص 230 .
( 3 ) - ر . ك : سفرنامهء شاردن ، ج 9 ، ص 31 . به نقل از سياست و اقتصاد صفوى ، دكتر باستانى پاريزى ، ص 242 به بعد .
( 4 ) - ر . ك : رستم التواريخ ، پيشين ، ص 200 .