همراه برادر شاه شيخ ، كيخسرو اينجو ، به آنجا رفته بود چنان رسوايى به بار آورد كه حكومت او ، يعنى دولت اتابكان يزد بر سر آن رفت . » « 1 »
در قرون بعد نيز ، روسپىخانهها يكى از مراكز درآمد دولت بود .
بهطوريكه از نوشتههاى شاردن برمىآيد ، در دورهء صفويه به علت رواج فساد و امردبازى ، فواحش رسمى و غيررسمى بسيار بودند ؛ با اينكه شاه طهماسب به قصد عوام - فريبى در سراسر ممالك محروسه « شرابخانه ، بنگخانه ، و معجونخانه ، و بوزخانه و قوال - خانه و بيت اللطف ( يعنى فاحشهخانه ) . . . و ساير نامشروعات » را قدغن كرده بود ، ولى چون علل فساد را از بين نبرده بود ، عملا همان كارها در پردهء استتار صورت مىگرفت . در عهد شاردن ، تعداد فواحشى كه اسمشان ثبت شده بود ، 11 هزار نفر بود ولى مشعلدارباشى عايدى بزرگ خود را از كسانى دريافت مىكند ، كه اسمشان ثبت نشده است . . . » « 2 »
كاررى ، در سفرنامه خود از محلهء « قحبهها » ياد مىكند و مىنويسد : « بعضى از زنان فاحشهء رسمى هستند و « سالانه مبلغى بهعنوان ماليات به صندوق دولت مىپردازند ، اينان را در اصفهان « بازار نوش » گويند . . . » « 3 »
سفرنامهء شاردن يكى از گرانبهاترين منابع تاريخ اجتماعى ايران در عهد صفويه است ، اين سياح و بازرگان فرانسوى مانند هموطن خود « تاورنيه » بسيارى از جنبههاى مثبت و منفى زندگى طبقات مختلف مردم را در عهد صفويه مورد انتقاد و مطالعه قرار داده است و پارهيى از عادات ايرانيان را در نوشتههاى خود گوشزد كرده است . از جمله شاردن ، در اين زمان نقصانى در جمعيت ايران مىديد و مىگفت اين وضع دو علت دارد : اولا به سبب تمايل ناشايسته ايرانيان است كه آن گناه نفرتانگيز و مخالف طبيعت را ، در مورد زن و مرد مرتكب مىشدند ، ثانيا به سبب آزادى مفرط مردم است .
زنان در آنجا پيش از موقع ، آبستن مىشوند ( منظور شاردن اين است كه در ايران گاه با دختران 9 يا ده ساله قبل از آنكه از نظر جسمى رشد كافى كرده باشند ، عروسى مىكنند در نتيجهء اين عمل ، زنان ) فقط مدت كوتاهى بارور هستند و به محض آنكه سنشان از سى گذشت ، آنان را پير و فرسوده مىدانند .
مردان نيز خيلى زود با زنان نزديكى مىكنند و در اين كار راه افراط مىپويند و اگرچه از چندين زن بهره مىگيرند ولى به همان نسبت بچهدار نمىشوند ، همچنين تعداد
هامش
( 1 ) - ر . ك : از كوچه رندان ، پيشين ، ص 58 .
( 2 ) - ر . ك : سفرنامهء شاردن ، پيشين ، ج 8 ، ص 480 .
( 3 ) - ر . ك : سفرنامهء كاررى ، پيشين ، ص 131 .