دو چشم شوخ به باشد ز دو گنج * بخواهد هرچه گويد شوخ بىرنج
ويس و رامين
داشت مردى كفشگر ، شاهدزنى * دلبرى سنگيندلى ، سيمينبرى
در طريق فتنه آن زن چست بود * بند شلوارش و ليكن سست بود
عادتش بودى هميشه عشوهها * روز و شب كردى به مردم شيوهها
. . . و آن چنين سيمينتنى بدنام بود * دستمال دست خاص و عام بود
هر شبى بيرون همى رفتى ز در * بازگشتش مىنبودى تا سحر
. . . تا به حدى شحنه و قاضى شنيد * كفشگر را ، زن بر قاضى كشيد
بعد از آن ، شوهر چو حال خويش گفت * حاكمان ماندند از آن حالت شگفت
آنچه واجب بود بر زن ساختند * كار او در يك نفس پرداختند « 1 »
وضع زنان فاحشه
بهطوريكه قبلا اشاره كرديم در شهرهاى بزرگ از ديرباز مراكزى براى تجمع زنان هرجايى وجود داشته تا سربازان و مردم مجرد و مسافرين به اين وسيله بتوانند اطفاء شهوت كنند . رشيد الدين فضل الله در تاريخ غازانى مىنويسد : « همواره در شهرهاى بزرگ زنان فاحشه را در پهلوى مساجد و خانقاهات و خانهاى هركس مىنشاندند . »
بهطوريكه مىدانيم يكى از انواع تجارت در آن ايام تجارت غلام و كنيز بود و عدهيى از بردهفروشان بدون رعايت مبانى اخلاقى ، دنبال منافع مادى خود بودند و بيچاره كنيزكان خوبروى را به زور و اكراه به مردم يا خراباتيان كه پول بيشترى مىدادند تسليم مىكردند ؛ و آنان از اين راه سود كلانى به دست مىآوردند .
غازان خان عقيده داشت كه « خرابات نهادن و زنان فاحشه نشاندن اصلا كار محظور و مذموم است و دفع و رفع آن از واجبات و لوازم ، ليكن چون از قديم الايام باز جهت بعضى مصالح در آن باب اهمال نمودهاند و آن قاعده مستمر گشته ، دفعتا واحدهء منع آن متمشى نگردد ، به تدريج سعى بايد نمود تا به تأنى مرتفع گردد . » « 2 » غازان به موجب فرمانى فروش اجبارى كنيزكان را به خراباتيان منع كرد و براى آنها كه به اجبار از مدتها پيش در خرابات مشغول بودند ، قيمتى تعيين كرد و دستور داد كه هركس زن بدكارى را از خرابات به قيمت تعيين شده بخواهد بيدرنگ به او بدهند ، تا به تدريج زنان بدكار از ورطهء فساد خلاص شوند .
هامش
( 1 ) - ر . ك : فتوتنامه ، فرهنگ ايرانزمين ، به اهتمام سعيد نفيسى ، ج دهم ، ص 267 .
( 2 ) - ر . ك : تاريخ غازانى ، پيشين ، ص 167 .