شيفته گشته چون مرغ در دام و دستان او مانده . »
( بهاء الدين ولد )
شاهدان زمانه خرد و بزرگ * ديده را يوسفند و دل را گرگ
سنايى
سعدى در مقام اندرز و نصيحت به جوانان منحرف و عشرتطلب مىگويد :
خرابت كند شاهد خانه كن * برو خانه آباد گردان به زن
سعدى
« قاضى را همه شب شراب در سر ، و شاهد در بر . . . »
سعدى
« و شمع را ديد ايستاده و شاهد نشسته و مى ريخته و قدح شكسته . . . »
سعدى
« پيش خليفه رقاصهء شاهد چهار تار مىزد . »
فيه ما فيه
اين خرابات مغانست و درو ، رندانند * شاهد و شمع و شراب و شكر و ناى سرور » « 1 »
عزبخانه : 1 - « جايى كه مردان مجرد گرد آيند و با زنان بهطور مشروع يا نامشروع مباشرت كنند . » فرهنگ فارسى معين
2 - خانه نهانى - مكانى كه جوانان زن ناكرده دارند براى عيشهاى پنهانى .
به رسم جوانان نوخاسته * عزبخانه و خلوت آراسته . . . » « 2 »
( نزارى قهستانى )
دكتر زرينكوب ضمن توصيف مناظرى از زندگى اجتماعى مردم در عهد حافظ به عشرتخانههاى آن دوران و عهد صفويه نيز اشاره مىكند : « در اين عهد . . . از خرابات شيراز كه « بيت لطف » خوانده مىشد ، مبلغى بهعنوان ماليات به خزانهء دولت مىرسيد ، زنان خرابات كه مثل دختر رز از مستورى توبه مىكردند ، مىتوانستند با اجازهء محتسبكار « دستورى » كنند ، از اين گذشته همجنسبازى رسم رايجى بود چنان كه حتى گوشهء خانقاه و خلوت مدرسه هم ممكن بود صحنهء آن باشد ، تركان كه پادشاهان و امراء عصر از آنها بودند ، در اين ايام نامشان با اين رسم همجنسگرايى همهجا همراه بود . چنان كه قبلا اشاره كرديم ، در همين دورههاى نزديك بود كه اتابك يزد « حاجى شاه » براى خاطر پسرى خوبروى كه
هامش
( 1 ) - دكتر محمد معين . فرهنگ فارسى ، ص 160 ، 222 .
( 2 ) - لغتنامه ، پيشين ، ص 160 و 222 .