باشند و بعدها هروقت ياد اين ايام مىافتند ، آرزو مىكنند كه بخت يارى كند و بار ديگر از شهر آسمانى ديدن كنند . . . » « 1 » در ممالك شرقى ، زنان روسپى غالبا تأمين اجتماعى نداشتند و در شمار بدبختترين و مظلومترين قشرهاى اجتماعى بودند رفتار محتسبان با آنان و طرز برخورد زنان فاحشه با مردم عزب غالبا خشونتآميز و نامطلوب بود . و چه بسا مردان حساس و صاحبدلى كه پس از يك بار مراجعه به اين مراكز و مشاهده وضع ملالت - بار فواحش ديگر هوس عياشى را از سر بهدر كردهاند .
انحرافات جوانان
بهاء الدين ولد در حدود 7 قرن پيش در كتاب معارف به فساد محيط و خطراتى كه نسل جوان را تهديد مىكند و به انحرافات اخلاقى آن عصر اشاره مىكند و مىنويسد : « خواجه بچه ، با رقيبان با هزار ناز به مكتب و درس رفته پگاه ، و در انجمنها ، به جمال و پاكى مشار اليه بوده ، ناگاه روزى بينى ، دلق دريده چون ديوى سر و روى پريشان با ياران مقامر - بپرسى كه در چه كارى ، گويد هيچ ، همچنين با ياران نااهل درافتادم . . . » « 2 »
قلتبان و قرطبان ، به كسانى گفته مىشد كه از طريق ديوثى و زن بردن از براى اين و آن امرار معاش مىكردند ، علاوهبراين گاه به اشخاص تنآساى و بىخيالى كه در انديشهء تأمين معاش زن و فرزند نبودند ، قلتبان مىگفتند . در ادبيات فارسى مكرر از اين گروه سخن به ميان آمده است :
نشود مال جز به دون مائل * جاهل از طبع بد شود سائل
دون و دنيا بدند هردو قرين * قحبهاى آن و قلتبانى اين
*
قاضى او را بگفت از سر خشم * قلتبانا ، نگه ندارى چشم
سنايى
به هنگام عشرت به غايت ظريفى * چو بدطبع گردى ، گران قلتبانى
حدايق السحر رشيد
يله « 3 » كى كردى فاحشه را جاهل * گرنه از بيم حد و كشتن و دارستى
ناصر خسرو
كه چونين روسپى خيزد از آن بوم * ز بىشرمى و شوخى بر جهان شوم
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 147 و 217 .
( 2 ) - ر . ك : معارف ، بهاء ولد ، پيشين ، ص 70 .
( 3 ) - رها .