جلوگيرى نمىشود و نيز به من گفتند كه قاضى خود چند تن از اين كنيزكان را دارد . . . » « 1 »
فاحشهخانهها
در سفرنامهء ونيزيان در ايران مىخوانيم كه « زنان روسپى كه در اماكن عمومى رفتوآمد مىكنند نيز به نسبت زيبايى خود ماليات مىپردازند ؛ و هرقدر زيباتر باشند بايد بيشتر ماليات بدهند ، اما بدترين رسمى كه تاكنون از آن نام بردهام . . . اينكه در اين شهر مكانى براى پيروان لواط و ( مخثثخانه ) وجود دارد مالياتى به سود شخصى تيولدار وصول مىشود و در بين روسپىخانهها ، فرقى بين مسلمان و نصارى نمىگذارند . . . » « 2 »
فرمان منكوقاآن
منكوقاآن پس از فتح ناحيهء « كامول » ( واقع در تبت ) شنيد كه در بين مردم اين ناحيه رسم چنين است « كه وقتى مسافرى از راه مىرسيده و مايل بوده در خانهاى استراحت كند ، مرد آن خانه بيرون مىرفته ، و زن و دختر و خواهر خود را باقى مىگذاشته تا هر نوع كه مهمان بخواهد از او پذيرايى كنند ؛ و تا هروقت كه در آن خانه مىماند ، مرد بر سر زندگى خويش بازنمىگشت . منكوقاآن پس از فتح اين منطقه از اين سنت ديرين جلوگيرى كرد ، اتفاقا خشكسالى سختى ظهور كرد ، مردم ، اين بلاى آسمانى را معلول سه سال عفت و ترك روش ديرين شمردند ، و از خان تجديد راه و رسم كهن را طلب كردند ، خان از روى غضب گفت : « حال كه شما اصرار داريد به اين بيشرافتى زندگى كنيد برويد و رسوم رسواى خود را از سر گيريد . . . همه شادمان شدند و بار ديگر اين رسم برقرار گرديد . » « 3 »
فواحش در بين تاتارها
ماركو پولو در سفرنامهء خود مىنويسد : كه در خانباليغ در عهد قوبيلاى ، بيست و پنج هزار فاحشه در حومهء شهر سكونت داشتند « با اينكه تعدادشان اينقدر زياد است تكافوى احتياجات تمام مسافران ، بازرگانان و مردم متفرقهيى را كه به پايتخت مىآيند نمىكند . » ماركو پولو در جاى ديگر از سفرنامهء خود ضمن توصيف مشخصات اجتماعى و اقتصادى شهر كينسايى از فواحش اين شهر سخن مىگويد : « تعدادشان از حد شمارش خارج است ، در منزلشان خود را به حد اعلا آرايش مىكنند ، خانههاى زيبا و اثاثيهء خوب دارند ؛ به وسيلهء خدمهء زن پذيرايى مىشوند ، بهقدرى در دلبرى و دلربايى ماهرند كه خارجيانى كه يكدفعه با آنها معاشرت مىكنند ، چنان مسحور زيباييشان مىشوند كه ميل دارند هميشه با آنها همنشين
هامش
( 1 ) - ابن بطوطه ، سفرنامه ، ترجمه محمد على موحد ، ص 286 .
( 2 ) - ر . ك : سفرنامهء ونيزيان ، پيشين ، ص 386 .
( 3 ) - ر . ك : سفرنامهء ماركو پولو ، پيشين ، ص 75 .