تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
اصل در زن سداد و مستوريست * و گرش اين دو نيست دستوريست
اوحدى « اسوالد شوارتز » ، وضع فحشاء را مورد مطالعه قرار مىدهد و مى - نويسد : « نظر عامه بر اين است كه فاحشه ، زنى است كه در مقابل كالايى كه اساسا قابل خريد و فروش نيست - پولى دريافت مىدارد . . . يادآورى اين موضوع جالب است كه قبول پاداش پولى ، و يا نظائر آن ، هميشه از مشخصات فحشاء نبوده است ؛ مثلا طبق قانون روم قديم ، فاحشه ، زنى بود كه خود را در همه‌جا و بدون لذت عرضه مىداشت ، ببينيد اين مفهوم تا چه‌اندازه انسانىتر از مفهومى است كه ما از آن داريم ! چه درست تأكيد بر فقدان مقاربت عاطفى مىكند . . . كسانى كه با فواحش مباشرت مىكنند ، خود نيز مرتكب گناه مىشوند ، چه كسانى كه پول و « بها » را مىپردازند ، شركاى مساوى كسانى هستند ، كه آن را مىپذيرند ، اينكه اين امر هنوز مورد قبول قرار نگرفته است ، و ننگ فحشاء فقط در حق زنان شناخته شده است ، احتمالا به علت اين حقيقت است كه قوانين اخلاقى هميشه از طرف مردان تدوين شده است . . . » « 1 » * « گيبون » مورخ نامدار انگليسى از زن بدكارى سخن مىگويد كه به امپراتورى روم رسيد و در اثر نبوغ و استعدادى كه داشت مصدر خدماتى بزرگ گرديد : زن معروفه‌يى كه همسر ژوستى نين ( امپراتور روم ) شد : تئودورا ، دختر زيبايى بود كه به حكم احتياج در دامن فحشاء افتاد ، گيبون دربارهء او چنين مىنويسد : « . . . تئودورا ، در ازاى مشتى پول آن همه لطف و زيبايى را در اختيار گروه بيشمارى از شهروندان و بيگانگان گذاشت . مردان هر طبقه و حرفه‌اى خواهان متاعش شدند . . . تئودورا ، بدون ذره‌اى شرمسارى پيكر عريان خويش را در تماشاخانه به مردم تماشاگر نشان مىداد - پس از آنكه امپراتور روم ژوستى نين ، شيفتهء اين زن هرجايى شد ، با تغيير قوانين ، مقرر داشت كه هر زنى فاحشه با توبه پاك مىشود و مىتواند به همسرى ارجمندترين روميان درآيد . چندى از صدور اين فرمان نگذشته بود كه « ژوستى نين » و تئودورا ، طى تشريفات رسمى عروسى كردند . . . ژوستى نين ، تئودورا همسر خويش را ، شريك متساوى الحقوق خود در ادارهء امور كشور كرد ، به‌اين‌ترتيب فاحشه‌اى كه در برابر تماشاگران فزون از شمار ، تئاتر قسطنطنيه را ملوث ساخته بود ، چون ملكه همان شهر ، مورد ستايش قضات عاليمقام ، اسقفان ، سرداران فاتح و پادشاهان اسير قرار گرفت . » با اينحال نبايد فراموش كرد كه
هامش
( 1 ) - اسوالد شوارتز ، روانشناسى ، ترجمهء نورىنژاد ، ص 86 .