باب وضع آورديم و بالكليه مرفوع و موضوع گردانيديم . . . » سپس به مسئولين امور مالى تأكيد مىكند كه بابت فواحش و شراب ، مالياتى نگيرند و اگر فواحش را در راهها ببينند « فواحش را به بازخواست . . . و خيانت مخاطب گردانيده و ريزنده و فروشندهء شراب را در گناه آرند و مال او را خاص ديوان كنند . . . » « 1 »
در نامهء بعد نخجوانى نشان مىدهد كه فروختن شراب و نشاندن فواحش در بيرون شهر ، اشكالى ندارد تا جماعتى كه به آنان نيازمندند ، آنجا روند و اگر حكام از روز وصول اين حكم تا ده روز ديگر اين جماعت را بيرون شهر نفرستند ، مورد بازخواست قرار گيرند .
چنان كه گفتيم ، در ايران بدون اينكه به علل پيدايش فحشاء توجه شود ، همواره از روسپيان به زشتى نام برده و به اين گروه سيهروز بىپناه انواع ظلم و ستم روا داشتهاند :
وز ان پس چنين گفت با سركشان * كه اى روسپىزادهء بىنشان
فردوسى
گاه در مقام فحش و ناسزا مىگفتند « زن روسپى » يعنى زن قحبه :
يا بكش اين كافرزن روسپى را آشكار * پادشاهان از براى مصلحت ، صد خون كنند
انورى
سعدى در گلستان نيز به وضع دشوار روسپيان اشاره مىكند : « حكما گويند چهار كس از چهار كس به جان برنجند : حرامى از سلطان و دزد از پاسبان ، فاسق از غماز و روسپى از محتسب . » بهاء الدين ولد در كتاب معارف با واقعبينى و صفاى ضمير خود از درد دل روسپيان يعنى محرومترين گروههاى اجتماعى سخن مىگويد : « . . . قحبه را بينى حريف مستان گشته و با وى فاحشها مىرود . . . زار مىگريد كه خنك آن زنى كه يك من پنبه دارد و به كنجى دوك مىريسد و سلامت نشسته آرزو مىبرد از سامانكارى زنان ديگر . » « 2 » و با اين بيان مولوى نشان مىدهد كه روسپيان به طوع و رغبت به اين كار تن ندادهاند ، بلكه زندگى نكبتبار آنان ، معلول نظام غلط اقتصادى ، اجتماعى و قضايى كشور بوده است و چه بسيارند زنانى كه در نتيجه خودخواهى و ستمگرى مردان به اين ورطهء فساد گرفتار آمدهاند .
زنان دستورى : به زنانى اطلاق مىشد كه با اجازهء دولت يعنى محتسب و شحنهء شهر به كار خودفروشى مىپرداختند .
هامش
( 1 ) - محمد نخجوانى ، دستور الكاتب ، به اهتمام علىزاده ، ج 2 ، ص 289 به بعد .
( 2 ) - بهاء الدين ولد ، معارف ، جزء چهارم ، ص 70 .