تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
در مباحث گذشته ديديم زمانى كه خانى بر قبيله‌يى خشم مىگرفت ، يكى از انواع مجازاتها اين بود ، كه زنان و دختران قبيلهء خاطى و گناهكار را به اين نوع مراكز مىفرستادند « تا خدمت وارد و صادر كنند . . . » « 1 » يكى ديگر از نقاطى كه اين قبيل دختران و زنان را به كار مىگماشتند ، ايلچىخانه - هاى بين راهها بود ، كه منبع عايدى بسيار خوبى براى صاحبان آن محسوب مىگرديد . تلاش غازان خان در راه بهبود وضع فواحش : در دورهء ايلخانان در ايران ، از جمله فسادها و تباهيهايى كه در جامعهء ما ريشه دوانيده بود ، يكى همين روسپىخانه‌ها بود كه غازان خان ، قدمهايى در راه اصلاح وضع آنها برداشت و مقرر شده بود كه هر كنيزى كه ميل نداشت وارد خرابات شود ، از فروش او ممانعت به عمل آيد و حكومت ، او را از صاحب آن مركز ، مىخريده و بيرون مىآورده است ، گذشته از آن براى اين دسته از زنان به فراخور حال و زيباييشان نرخى معين شده بود ، تا مغبون نگردند . . . » « 2 » و تأمينى براى دوران پيرى داشته باشند . در بعضى از شهرهاى ايران چون اردبيل ، فواحش براى جلب مشترى به خيابانها مىآمدند تا جايى كه در حدود قرن هشتم هجرى ، جمعى از مشايخ و علماى دينى از سلطان خواستند كه آنها را جمع‌آورى كند و سلطان به اين كار خير اقدام كرد . محمد نخجوانى در جلد دوم دستور الكاتب در فصل هشتم موقعيت اجتماعى فواحش را در شهرستان مذهبى اردبيل در شش هفت قرن پيش روشن مىكند . - بنا به نوشتهء نخجوانى ، جمعى از مشايخ و صلحاء به مقامات دولتى و رسمى شكايت مىكنند كه « . . . پيش از اين عادت نبوده كه فواحش و منكرات بر شوارع نشينند تا اهل صلاح را در وقت تردد نظر بر ايشان نيفتد ، درين‌وقت جمعى كه كنيزكان فواحش دارند ، ايشان را به خلاف معهود بر راهها مىنشانند و صلحاء و ارباب ورع و تقوى را نظر بر آن منهيات و منكرات مى - افتد و شرعا روا نيست ، و جمعى نيز كه بر شرب شراب اقدام مىنمايند ، مست شده ، در بازارها متعرض مردم و مزاحم اهل صلاح مىشوند . . . التماس كردند كه اگر اين منكرات را مرفوع و مال آن را از حشو اموال موضوع گردانند ، در دعاگويى و دولتخواهى افزايند ، چون اجابت ملتمس ايشان موجب رونق و تقويت دين اسلام بود ، و از منع آن تفاوتى زيادت در مال ديوان ظاهر نمىشد . آن مال را كه متوجه فلان فواحش . . . آن موضع است و مبلغ آن ده هزار دينار ، در
هامش
( 1 ) - ر . ك : روضة الصفا ، پيشين ، ج 4 ، ص 166 . ( 2 ) - شيرين‌بيانى ، زن ايرانى در عصر مغول ، ص 124 به بعد .