كمهوس و نارسا ) مطالبى شگفتانگيز در كتب خود آوردهاند .
ولى چون گفتهء آنها مستند به مداركيست كه ذكر كردهاند ، طفرهء من از بازگويى ، هيچ متهمى را مبرى نخواهد ساخت ، خلاصهء اظهارات ، اين است كه اولى كمبود ناصر الدين شاه را از لحاظ زن ، تدارك مىكرده و دومى كمبود زنهاى شاه را از نظر احتياج به مرد جبران مىنمود و لابد هردو از اين طريق - آشنايى با اين زنها - از خيالات پنهانى ارباب خود آگاه مىشدهاند . » « 1 » نكتهيى كه بايد به آن توجه داشت اينكه بعد از خوراك رفع نياز - هاى جنسى از اهميت ويژهيى برخوردار است و توجه زنان و مردان بيكارهء دربارى به - لذايذ جنسى انحصار به دربار ايران ندارد ، بلكه به شهادت اسناد و مدارك تاريخى ، تمام دربارها ، در طول تاريخ بشر ، همواره غرق فساد بودهاند ، چنان كه در فرانسه سلاطين مخصوصا از عهد لويى چهاردهم تا انقلاب 1789 و در روسيهء تزارى ، كليه فرمانروايان تا انقلاب اكتبر 1917 ، تنها به مصالح و منافع شخصى خود مىانديشيدند و بهطوركلى زنان و مردان دربارى چون تن به كار نمىدادند و قبول هيچ مسئووليتى نمىكردند ، طبعا تمام نيرو و فكرشان متوجه عياشى و فرونشاندن تمايلات جنسى مىگرديد ، درحالىكه مردان سعى و عمل و كسانى كه به فعاليتهاى گوناگون جسمى و فكرى اشتغال دارند ، و خود را در مقابل خانواده و جامعه مسئوول و متعهد مىپندارند ، با صرف نيروى مادى و معنوى خود ، مجالى براى عياشى و بو الهوسى پيدا نمىكنند و در قلمرو امور جنسى هم از حد اعتدال و ميانهروى تجاوز نمىكنند .
يكى از قديمترين نشرياتى كه در پيرامون حقوق زنان سخن گفته و از محروميتها و مسائلى كه در حق آنان روا مىدارند ياد كرده است ( نشريهء « ايران جوان » است - در كتاب « جعفر خان از فرنگ آمده » كه بهاى آن دو ريال و در تهران به سال 1301 شمسى چاپ و منتشر شده است ) دربارهء تلاش حسن مقدم و على اكبر سياسى در راه نشر تمدن جديد و آشنا كردن زنان به حقوق و ارزش انسانى خود مطالبى آمده است : « . . . حسن ، از طرز زندگى زنان ايرانى و از رنج و مشقتى كه اين زنان متحمل مىشدند رنج مىبرد . . .
او با دقت و كنجكاوى و با ديدى عميق به كاوش در زندگى آنان مىپرداخت . . . حسن مقدم مىديد و مىشنيد و در جريان بود كه اشراف در آن زمان با چه وضع زنندهيى از وجود دختران زيبا و زنان سوءاستفاده مىكنند و آنها را به زور و يا با مبلغى پول در اختيار مىگيرند و با كثيفترين شكل مورد بهرهبردارى جنسى قرار مىدهند .
حسن مقدم از اشرافزادههايى كه ، حتى به دختر كلفتها هم رحم نمىكردند و دختر - هاى باكره و شانزده ساله را وارد بزم خود مىساختند ، به آنها شراب مىدادند ، و وادار -
هامش
( 1 ) - ر . ك : رساله مجديه ، از دكتر على امينى ، تصحيح و مقدمه فضل الله گركانى ، ص 9 .