محبس با كمال مذلت جان سپرد يا بهطورىكه شياع كامل دارد با انژكسيونى مسموم شد و بعد خفهاش كردند . بههرحال روزى تلفن كردند كه تيمور مرده است و مردهاش در فلان غسالخانه است ، كسانش رفتند و مرده او را در امامزاده عبد اللّه بهطور امانت دفن كردند . . . بعد از مرگ او زن و بچهها و دختر همه به خراسان تبعيد شدند و چندى بعد به سعايت سرهنگ نوايى ، رئيس نظميه ، همهء آنها را به جنگلى در حدود تربتجام تبعيد كردند و مدتى در شورهزارها بودند . » « 1 »
بلى در كشورى كه اسما مشروطه و در مقام عمل ، از اجراى قانون اساسى خوددارى مىكنند و به هيچيك از حقوق فردى و اجتماعى مردم كمترين توجهى نمىشود ، نهتنها تودهء مردم از ظلم و استبداد و حكومت پليسى رنج مىبرند ، بلكه عوامل ظلم و استبداد نيز تأمين مالى و جانى ندارند .
در دوره رضا خان ، تيمور تاش ، داور و فيروز ميرزا ، سه مهرهء اساسى استبداد بودند ، كه هريك به تهمتى بىاساس زندانى و بدون محاكمه و رسيدگى قانونى ، محكوم به اعدام گرديدند .
هامش
( 1 ) - دكتر غنى ، تيمور تاش ، مجلهء آينده ، بهمن و اسفند 1360 - قسمت دوم از يادداشتها ، ص 880 .