تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
تجار ، زنان و دختران ايشان با زينت و آرايش بسيار بنشينند و آن سلطان جمشيدنشان با پانصد نفر زنان و دختران ماه‌طلعت پرىسيماى خود و چهار هزار و پانصد نفر كنيزك و خدمتكار ماهروى مشكين‌موى دلربا و صد نفر خواجهء سفيد و صد خواجهء سياه محرمان حرم پادشاهى به تماشاى تفرج بازارها و كاروانسراها و قيصريه با تبختر و جاه و جلال تشريف مىآوردند و به قدر دو كرور بلكه بيشتر معامله مىنمودند . . . هر زنى و دخترى را كه آن فخر ملوك مىپسنديد و تحسين مىفرمود ، اگر آن زن شوهردار بود ، اين خبر به شوهرش مىرسيد و اين زن را شوهر طلاق مىگفت و پيشكش آن زبدهء ملوك مىنمود و آن افتخار تاجداران آن جميله را به قانون شرع انور تصرف مىنمود ؛ و او را با احسان و انعام باز به طريقهء شرع انور مرخص مىفرمود و باز به قاعدهء منهاج مستقيم به خانهء شوهر خود مى - رفت و همچنين اگر دختر جميله را به خوبى وصف مىفرمود چنين مىنمودند . . . » « 1 » در جاى ديگر مىنويسد : بيشرمى اركان دولت به جايى رسيده كه « حكيم‌باشى در روزهاى پنجشنبه در تكيه‌هاى بيرون شهر به تماشاى مىرفته و اشخاص معمم را به زور و غرور مىطلبيده و حكم مىنموده ، تنبانش را بيرون مىآوردند و با ترازوى مثقال خايه‌هايش را وزن مى - داده‌اند و مىگفتند از براى سركار شاه مىخواهيم معجون خايه بسازيم و مانند اين كارهاى زشت بسيار مىكرده‌اند . . . » « 2 » اين بود شمه‌يى از فجايع و سياهكاريهاى سلطان حسين صفوى ، براى آشنايى بيشتر با كارهاى قبيح اين عنصر فاسد ، مطالعهء رستم التواريخ ضرورى است . « 3 » منظور از ذكر فجايع و مظالم شهرياران صفوى اين است كه خوانندگان دريابند كه قدرت و اختيارات نامحدود در هر محيط و جامعه‌يى زيان‌بخش و فسادانگيز است ، تنها راه مبارزه با انحرافات زمامداران ، مداخله مردم در سياست ، و استقرار دموكراسى و حكومت مردمى است ، فقط در پناه آزادى است كه مىتوان با ايجاد احزاب و اجتماعات ، و انتشار مطبوعات آزاد ، و بحث و انتقاد در مسائل مختلف اجتماعى و اقتصادى ، از انحراف زمامداران جلوگيرى كرد و نقاط ضعف آنان را آشكار كرد . طبيعى است با برقرارى چنين نظامى ، هيچيك از زمامداران به فرض داشتن سوء نيت ، قادر نيست قدمى بر خلاف مصالح خلق بردارد ، زيرا كه مردم ، و مطبوعات مردمى ، و نمايندگان مردم ، بىدرنگ پرده از روى اعمال ناروا و غيرقانونى آنان برمىدارند ، و منحرفين و خائنين را رسواى
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 106 به بعد . ( 2 ) - همان كتاب ، ص 137 . ( 3 ) - همان كتاب ، ص 426 به بعد .