تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
لبش مىبوسم و خون مىخورد جام * رخش مىبينم و گل مىكند خوى
*
نوبهار است در آن كوش كه خوشدل باشى * كه بسى گل بدمد باز و تو در گل باشى
*
شيدا از آن شدم كه نگارين چو ماه من * ابرو نمود و جلوه‌گرى كرد و رو ببست
*
گفتم كه حسن چهرهء او را صفت كنم * رخساره وانمود و در گفتگو ببست
*
بس نكته غير حسن ببايد كه تا كسى * مقبول طبع مردم صاحبنظر شود
* در شرح حال خواجه عبد الكريم ابن خواجه عاقبت محمود كشميرى ، كه از ايرانيان اصيلى است كه به حكم حوادث روزگار ، در قرن دوازدهم ، راه ديار آشناى هند را پيش گرفته است ، مىخوانيم ، كه اين مرد پژوهندهء دانشمند « با وصف اينكه ، شب و روز به ارقام و تسويد مسودات نسخه‌ها . . . مشغول بودند و سن از هشتاد سال متجاوز شده ، هرگز عينك محتاج نشد و قوت باصره و قوت باه ، در مرتبه‌يى بود كه باوجود كبر سن و سخافت و ضعف بنيه ، در هفته ، دو سه دفعه غسل اختيار مىنمودند : ليكن با اينهمه قوت جماع و اجتماع جوارى و مدخوله‌ها ، هرگز فرزندى متولد نشد ، بلكه مىگفتند ، اينهم به سبب كشش و قوه باه وحدت نطفه است كه در رحم قرار نمىگيرد و اگر مىگيرد از وفور حرارت محترق مىگردد . » « 1 »

انحرافات جنسى پس از حملهء مغول

به قول افلاكى و به حكايت ديگر منابع در عهد خوارزمشاهيان و مقارن حملهء مغول ، بيش از پيش ، لواط و امردبازى در خاور ميانه رواج داشت . بهاء ولد قبل از آنكه در آسياى صغير رحل اقامت افكند ، در دمشق توجه بزرگان شهر را به خود جلب كرد ، چون به او پيشنهاد كردند ، كه در آنجا بماند ، پاسخ داد : « سلاطين و امراى اين ديار اغلب به فساد و لواط مشغولند ، نشايد ، در اين مقام ، مقيم بودن . » « 2 »
هامش
( 1 ) - بيان واقع . . . به تصحيح دكتر نسيم ، استاد دانشگاه پنجاب ، به نقل از راهنماى كتاب ، سال نوزدهم ، شماره‌هاى 4 - 6 ، ص 439 . ( 2 ) - افلاكى ، پيشين ، ص 111 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 449 | مرتضى راوندى