تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
سابقهء تاريخى محروميتهاى جنسى و عوارض آن در ايران : در ايران و ديگر كشورهاى خاور ميانه ، امراض و بيماريهاى روحى ، عصبى و جسمى ناشى از محروميت جنسى سابقه‌يى قديم دارد و با اينكه در اين زمينه ، هيچيك از علما و مورخين قرون وسطا كتابى مستقل به رشتهء تحرير درنياورده‌اند ، معذلك گه‌گاه در بين آثار منظوم و منثور دوران بعد از اسلام ، به حكايات و روايات و داستانهايى برمىخوريم كه جملگى حاكى از عقده - هاى جنسى و بيماريهاى روانى ناشى از محروميتهاى جنسى است . جالب‌توجه است كه مبتلايان به اين بيماريها اكثرا از شاهزادگان و افراد وابسته به طبقات مرفه بودند ، كه با وجود قدرت و امكانات فراوانى كه در اختيار داشتند ، در زير فشار سنن و مقررات سنگين اجتماعى و خانوادگى جرأت ابراز عشق نهانى خود را نداشتند و همين اختفا و عدم ابراز تمايلات جنسى ، موجب بروز عقده‌هاى روحى در آنان مىشده است ، بدون ترديد ، جمع كثيرى از جوانان وابسته به طبقات متوسط و محروم اجتماع نيز با اين قبيل مشكلات و محروميتها دست به گريبان بودند كه در تواريخ و آثار گذشتگان ذكرى از آن به ميان نيامده است . نظرى به آثار منظوم : « منظومه خسرو شيرين . . . در سوگوارى و مرگ فرهاد است ، كه به فرمان خسرو به دروغ خبر مرگ شيرين را براى او مىآورند و اين خبر هنگامى شيرين بدوش فرهاد از نسخه خطى خمسهء نظامى مكتب تيمورى 854 - 853 هجرى