تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
شهر در ميان گذارد . آنان نيز به دنبال زن به خانهء موصوف روى مىآورند و پس از بازجويى و تفتيش معلوم مىشود كه در زيرزمين اين خانه جمعى از جوانان را پس از شكنجهء بسيار كشته‌اند ؛ روش اين دستهء جنايتكار ، اين بود كه مرد نابينايى را وسيله جنايت خود قرار مىدادند و او هنگام غروب از عابرين براى رسيدن به منزل كمك مىطلبيد و سرانجام اهل منزل راهنماى با حسن نيت را به طرزى كه گفتيم دستگير مىكردند و مىكشتند . . . » « 1 » به‌طوريكه سوابق تاريخى نشان مىدهد ، ممكن است آثار اين مرض در فعاليتهاى جنسى نيز ظاهر شود ، يعنى ممكن است عده‌يى در عمل جنسى از رنج مفعول لذت ببرند .

ساديسم و مازوشيسم

« . . . دو انحراف جنسى يعنى ساديسم و مازوشيسم در واقع از عمومىترين و بزرگترين انحرافهاى جنسى است و عبارت است از آزار كردن و شكنجه كردن مفعول جنسى « ساديسم » و حالت عكس آن يعنى از شكنجه و درد لذت بردن « مازوشيسم » نام دارد بعضى حالت اول را « دگرآزارى » و حالت دوم را « آزار - دوستى » ناميده‌اند . . . » « 2 » ساديسم بىشك در ايران سابقهء تاريخى دارد ، حدود چهل سال قبل اين بيمارى در شخصى به نام اصغر كه از شكنجه دادن و عمل لواط با كودكان لذت مىبرد تجلى كرد ؛ و پس از آنكه كارش به محاكمه كشيد به اصغر قاتل شهرت يافت ؛ ولى قرنها قبل از اصغر ، عده‌يى از رجال و مردان رزم و سياست به اين بيمارى مبتلا بودند ، چنان كه در تاريخ طبرستان مرعشى ، در ذكر حكومت علاء الدوله حسن بن رستم . . . مىخوانيم كه يكى از خدمتكاران او به نام باحرب لارجانى در ظلم و شقاوت كم‌نظير بود تا جايى كه مردم لارجان از كفر و بيدينى او به ستوه آمدند . آن بىدين ، زنان مسلمان را به مجلس شراب بردى به تهور و جنون دست و پاى و گوش و بينى بريدى و زنان را در زير غلامان فرمودى و خفت ، و او بر پشت غلامان ، و اگر كلمه‌يى بازگفتند ، شمعهاى سوزان در اسافل زنان و غلامان زدى و از نامسلمانى او چه تقرير توان كرد كه اگر شرح رود باور نباشد ! « تا اتفاقا در نخجير حوالى لار ، غلامان او را تنها يافتند و از اسب پايين كشيدند و دست و پاى او را ببريدند و بگريختند . . . » « 3 » سلطان سنجر نيز كمابيش به اين مرض مبتلا بود ، وى چنان كه گفتيم پس از آنكه مدتى با غلامى عمل شنيع لواط را انجام مىداد و فرمان قتل او را به وضعى فجيع صادر مىكرد .
هامش
( 1 ) - ر . ك : راوندى ، راحة الصدور ، پيشين ، ص 8 - 157 و نيز كامل ابن اثير ، ص 214 و منابع ديگر . ( 2 ) - ر . ك : سه رساله در باب ميل جنسى ، پيشين ، ص 76 به بعد . ( 3 ) - ر . ك : تاريخ طبرستان ، پيشين ، ص 107 .